تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
اطاعت مطلق از خداوند در همه كارها و در سرتاسر زندگى جلوه مىكند . اطاعت از خداوند به انسان هويت مىدهد و آدمى بدون آن هيچ ارزشى ندارد . خداوند تنها به انجام كارهايى فرمان مىدهد كه سودشان به خود انسان مىرسد و از كارهايى نهى مىكند كه براى انسان زيانبار هستند . بنابراين هر كارى كه از جهتى به سود انسان و مردم باشد ، از مصاديق دستورات و فرمان‌هاى خداوند به شمار مىرود . در يكى از سخنان حكمت‌آميز امام مىخوانيم : « حكمت گمشده مومن است ؛ پس حكمت را حتى از منافقان برگير . » « 1 » ( لتعتبر بها و تحذو عليها ) ضمير « بها » و « عليها » به « امثال » بازمىگردد . واژه « تعتبر » به معناى اندرز گرفتن و « تحذو » به معناى الگو گرفتن است . امام مىفرمايد كه حقيقت دنيا و آخرت را برايت آشكار ساختم تا دومى را بر اولى برگزينى ؛ زيرا كمى رنج و سختى در كنار آخرت ، شادى و سرور ابدى را در خود دارد و شادى اندك بدون آخرت به معناى گرفتارى در عذاب سخت و دائمى است . سپس امام براى هريك از اهل دنيا و آخرت ، مثل و تشبيهى مىآورد : 1 - ( كمثل قوم سفر نبا بهم منزل جديب . . . ) اين مثل براى اهل آخرت است . امام مىگويد كه اهل آخرت مانند مسافرانى هستند كه راه سخت و دشوارى را مىپيمايند و سرانجام به منزلگاهى با همه امكانات راحتى و آرامش مىرسند و از سعادت و خوشى مطلق برخوردار
هامش
( 1 ) . « الحكمة ضالّة المؤمن فخذ الحكمة و لو من أهل النّفاق » نهج البلاغه : حكمت 78 .