داشتنى نيست ؛ جز آنكه به منزل امن و محل آرامش برسند . امّا داستان دنياپرستان همانند گروهى است كه از جايگاهى پر از نعمتها مىخواهند به سرزمين خشك و بىآب و علف كوچ كنند . پس در نظر آنان چيزى ناراحت كنندهتر از اين نيست كه از جايگاه خود جدا مىشوند و ناراحتىها را بايد تحمّل كنند .
واژهشناسى
سفر : مسافرتكنندگان .
جديب : خشك و بىآب و علف .
امّوا : قصد رفتن كردند .
الوعثاء : سختى و مشقت .
الجشوبة : زبر و سخت .
هجموا عليه : ناگهان به آن درمىآيند .
ساختار ادبى
سفر : صفت براى « قوم » است .
ليأتوا : « ان » مقدر بعد از لام به آن نصب مىدهد و فعل را به مصدر تاويل مىدهد و جار و مجرور متعلق به « احتملوا » مىشود .
شرح و تفسير
پيش از اين درباره باور به وجود بيش از يك خدا و دلايل بطلان آن سخن گفتيم . امام در اينجا به دو دليل در اينباره اشاره مىكند . دليل نخست : ( لو كان لربّك شريك لأتتك رسله ) همه پيامبران در طول تاريخ به