تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
حسن نيز همان نتايج شهادت برادرش را در پى داشت و به زنده شدن دين و آشكار شدن حقيقت امويان مىانجاميد ؛ اما در حقيقت چنين نبود . » عقاد مىنويسد : « خلافت درحالى به امام حسن رسيد كه آشوب و آشفتگى در بين سپاهيانش رخ داده و گروه‌هاى خوارج و شيعه و . . . از يكديگر جدا شده بودند و در حقيقت امام ، سپاهيانى را در اختيار داشت كه از او فرمان نمىبردند و امام نمىتوانست با آنها به جنگ سپاهيان معاويه برود كه هيچ اختلافى در بينشان رخ نداده بود . » « 1 » بنابراين امام اگر صلح نمىكرد ، با شمشير سپاهيانش و نه دشمنانش كشته مىشد . خلاصه سخن آن‌كه امام حسن و امام حسين برادر يكديگر و جلوه‌گر حقيقت پدرشان هستند . امام حسين براى مصلحت اسلام و مسلمانان به شهادت رسيد و امام حسن نيز دقيقا به همين دليل به صلح تن درداد .

شرح و تفسير

( المقرّ للزّمان ) سختى و شدت روزگار را ديده و پذيرفته‌ام . ( المستسلم للدّنيا ) بر رنج‌ها و سختىهاى دنيا صبر و شكيبايى كرده‌ام . ( إلى المولود المؤمّل ما لا يدرك . . . ) منظور از مولود در اين‌جا همه فرزندان و نه خصوص امام حسن عليه السّلام است . امام مىخواهد از آرزوهاى بلند پرهيز دهد كه سبب فراموشى آخرت هستند . ( عبد الدّنيا ) به منطق زندگى و غرايز حيوانى تن در داده است . ( و غريم المنايا ) مرگ به طلبكارى از ما برخواسته و از همگان مىخواهد كه كوس رحيل را سر دهند . ( و نصب الآفات ) دام خود را پهن كرده
هامش
( 1 ) . معاوية بن ابى سفيان : 122 .