بيدار مىشوم و روزه ميگيرم و روزهام را مىگشايم و ازدواج مىكنم و هر كس از من روى گرداند از من نيست . » « 1 »
بردبارى سرچشمه خوشبختى است
( سكنوا الدّنيا بأفضل ما سكنت و أكلوها بأفضل ما أكلت . . . ) پرهيزكاران در خانههايى متواضع و ساده و نازپروردگان در كاخهايى سر به فلك كشيده ساكن شدند ؛ اما يك كلبه آكنده به امانت و پرهيزكارى هزار بار از يك كاخ باشكوه همراه با خيانت و فساد بهتر است . ( فحظو من الدّنيا بما حظى به المترفون . . . ) پرهيزكاران به اندازه رفع نياز و پيشبرد زندگى به آن رو مىآورند و به تجليات پوچ دنيا توجهى نشان نمىدهند . پرهيزكاران علاوهبر نعمتهاى دنيا از آسايش خاطر و پاكى روح و اطمينان از رسيدن به مقصد برخوردار بودند . امپراطور چين باستان از وجود خانوادهاى فقير خبردار شد كه از خوشبختترين خانوادههاى چين به شمار مىرفت . اين خانواده ساليان درازى زير يك سقف بدون هيچگونه پريشانى و دشوارى زندگى مىكرد .
امپراطور پيكى به سوى اين خانواده فرستاد تا از پدربزرگ خانواده راز اين خوشبختى را جويا شود . آن پير نامهاى به طول دو متر برايش فرستاد ؛
هامش
( 1 ) . « انما انا اعلمكم باللّه ، و اخشاكم له ، و لكنى اقوم و انام ، و اصوم و افطر ، و اتزوج النسا ، و من رغب عنى فليس منى » صحيح البخارى : 5 / 1949 ح 4776 ؛ صحيح ابن حبان : 2 / 20 ح 317 ؛ مجمع الزوائد :
2 / 260 ؛ سنن البيهقى الكبرى : 7 / 77 ح 13226 ؛ مسند احمد : 2 / 158 ح 6477 و 3 / 241 ح 13558 ؛ مسند عبد بن حميد : 1 / 392 ح 1318 ؛ المعجم الكبير : 8 / 222 ح 7883 ؛ شعب الايمان :
4 / 381 ح 5477 ؛ الترغيب و الترهيب : 3 / 30 ح 2953 ؛ الفردوس بماثور الخطاب : 4 / 358 ح 7030 ؛ فتح البارى : 10 / 514 ح 5751 ؛ سير اعلام النبلا : 3 / 90 و 12 / 89 .