اصحاب پيامبر به احترام ايشان برنمىخاستند ؛ چرا كه از بيزارى پيامبر از اين كار آگاه بودند . . . و نيز پيامبر دوست نداشت كه جلوتر از اصحابش راه رود و اگر يكى از اصحاب اين كار را مىكرد ، پيامبر دستش را مىگرفت و او را كنار خود مىآورد . در كتاب « الوفا بأحوال المصطفى » نوشته عبد الرحمن بن جوزى نقل شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىخواست ملتش حق خود را درخواست كنند و حق انتقاد داشته باشند و در امورى كه به سودشان است نظر دهند و نسبت به تصميمهاى فرمانروايان كه در سرنوشت مردم تأثير مىگذارد ، حساس باشند . » « 1 »
( حتّى لا يطمع العضماء فى حيفك لهم . . . ) اشراف گردنكش كاملا مانند شيطان هستند . سستى و ضعف در برابر ستمگران ، ريشه همه گرفتارىها است و پافشارى و ايستادگى در جنگ و مقابله با آنان ، سرچشمه درمان است . ( و لا ييأس الضّعفاء من عدلك عليهم ) وضعيت بينوايان ، معيار عدالت و ستمكارى فرمانروايان است . بنابراين اگر ناتوانان از زورمندان بيمناك باشند ، به آن معناست كه فرمانروا ستمگر است و به مردم توجهى ندارد و تنها به چيرگى و برترى بر آنها و چپاول و غارت مردم توجه دارد و اگر ناتوانان احساس امنيت كردند ، به آن معناست كه فرمانروا در برابر مسئوليتى كه به او محول شده خود را ملزم مىداند و خود را وقف خدا و عدالت كرده است .
هامش
- 1 / 591 ؛ الاحاديث المختارة : 6 / 96 ح 2080 ؛ شعب الايمان : 4 / 227 ح 4871 ؛ الطبقات الكبرى :
1 / 311 .
( 1 ) . الوفا باحوال المصطفى صلّى اللّه عليه و آله : 2 / 713 .