منافى صلاة است و عند الفلاسفة به آن نقيض الشىء گويند ، پس ضد در اصطلاح اصوليين معناى وسيعترى دارد و بينهما عام و خاص مطلق است يعنى هر ضد منطقى ضد اصولى هست و لا عكس كليا ، بر همين اساس اصوليين ضد را تقسيم مىكنند به ضد عام كه همان ترك مأمور به باشد و ضد خاص كه مطلق امور وجوديهء منافيه با مأمور به باشد و ما هم در آينده بحث را در دو مقام قرار خواهيم داد چون هركدام بحث علىحدهاى دارند .
2 - اصطلاح اقتضا : مراد از اقتضا خصوص لابديت و حتميت ثبوت نهى از ضد در نزد امر به شىء است . خواه اين لابديت اقتضا بنحو دلالت لفظيه باشد و خواه به حكم عقل و به استلزام عقلى باشد و دلالت لفظيه هم خواه بنحو دلالت مطابقه باشد و خواه به دلالت تضمنى باشد و يا التزام كه هركدام از اينها قائل و طرفدار دارند لذا به معناى اعم و جامع منظور نظر است .
3 - اصطلاح نهى : مقدمه : همان گونه كه اوامر منقسم به دو قسم مىشد يكى مولوى و ديگرى ارشادى هكذا نواهى نيز منقسم به دو قسم مىگردند :
1 - مولوى مثل لا يغتب بعضكم بعضا : لا يسخر قوم من قوم ، لا تأكلوا اموالكم بينكم بالباطل .
2 - ارشادى مثل لا تعص المولى ، لا تأكل السم .
باز عند المشهور همان گونه كه اوامر مولويه بر دو قسم بودند 1 - مولوى نفسى 2 - مولوى غيرى و تبعى كه همان امر به مقدمه باشد هكذا نواهى هم عند المشهور دو قسمند .
1 - مولوى نفسى مثل لا تشرب الخمر
2 - مولوى غيرى و تبعى مثل همين مورد بحث ما كه نهى از ضد مأمور به باشد كه چنين نهيى عند المشهور يك نهى مولوى تبعى است ( چنان كه صاحب معالم در مبحث مره و تكرار در جواب دليل
قائلين به تكرار ذكر نموده ) .
با حفظ اين مقدمه مىگوئيم : مقصود اصوليين از نهى كه در مسئلهء ضد مطرح است عبارتست از يك نهى مولوى شرعى تبعى و غيرى يعنى مىخواهيم بحث كنيم از اينكه آيا در مورد امر به شىء علاوه بر خود امر يك نهى تبعى از سوى شارع صادر
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٧٢