به راستى ارتش مديران ، با احتساب حقوق ، مزايا ، فرصتهاى استفاده از سهام و ديگر امتيازات ، 3 / 1 ميليارد دلار دريافت كردند . « 1 » ما ، به عنوان يك ملت ، به خاطر فربه شدن دولت دست به هم مىماليم و به سينه مىكوبيم ، اما هزينههاى بيشتر برنامههاى دولتى در مقايسه با مبالغى كه صرف فربه شدن مديريت مىشود ، رنگ مىبازد . براى مثال ، 3 / 1 ميليارد دلارى كه در سال 1994 به مديران پرداخت گرديد چهار برابر هزينههاى تأمين اجتماعى و پنجاه برابر برنامه كمك به خانوادههاى داراى فرزند نيازمند بود . دريافتى مديران ، حتى در ميان محافل تجارى نيز غيرمعقول به نظر مىرسد . پاسخ دهندگان به بررسى جديدى كه توسط نشريه اينداسترى و يك « 2 » صورت گرفت ، سطح روبه افزايش دريافتى مديران را « شرمآور » ، « خشم انگيز » و « تهوع آور » خواندند .
اما كوچكسازى چه ؟ اگر مسألهاى به نام فربه شدن مديريت داشتهايم ، آيا به معنى شكست كوچك سازى نبوده است ؟ آيا واقعاً ، كوچك سازى ؛ يعنى ايجاد دنيايى كه در آن شركتها و بنگاههاى تجارى روزبهروز لاغرتر مىشوند ؟ واقعيت آن است كه گرچه بسيارى از مديران و كارفرمايان تعديل شدهاند ، دوباره تعداد بيشترى استخدام شدهاند . مديران تعديل شده به سرعت به استخدام مجدد در مىآيند و شمار زيادى از افراد جديداً استخدام شده وارد رده مديريتى مىگردند . در اواسط دهه 1990 ، مديران بسيار بيشترى نسبت به ميانه دهه 1980 ؛ يعنى پيش از شروع كوچكسازى وجود
هامش
( 1 )- Ibid . , pp . 81 - 83 , 35 .( 2 )- Industry Week