بسيارى هم دارد ، همه اين عمليات رمقكشى بىربط بوده است .
فقط نگاهى به ارقام بيندازيد . در مدت 25 سال گذشته ، صورت هزين دستمزدها تقريباً راكد و از 6 / 56 درصدِ درآمد ملى در سال 1973 به 6 / 58 درصد در سال 1993 رسيده است . اما اين وضعيت به ظاهر باثبات ، سرپوشى براى يك تغييرِ توزيع زلزلهآسا از كارگران به مديران است . در سال 1973 ، 40 درصد كل درآمد ملى به كارگران توليدى اختصاص مىيافت ، در حالى كه مابقى صورت هزين دستمزدها ، يعنى 2 / 16 درصد ، به كارفرمايان و مديران پرداخت مىشد . در سال 1994 ، سهمى كه از كل درآمد ملى به كارگران تعلق مىگرفت 6 درصد كاهش يافت ، در حالى كه سهمى كه به جيب كارفرمايان و مديران مىرفت از 2 / 16 درصد به 1 / 24 درصد افزايش يافت . « 1 »
اغراق كردن در مورد اندازه و دامنه اين تغيير مشكل است . درصد سهم مديران از درآمد ملى در فاصله سالهاى 1973 تا 1993 ، تقريباً 8 درصد افزايش يافت . اين يعنى 7 برابرِ ميزان پولى كه در دهه 1980 صرف تقويت نيروى دفاعى شده بود !
فربه شدن مديريت
اندازه و هزينه طبقه مديران آمريكايى در سالهاى اخير به طرز وسيعى رشد يافته است . در سال 1994 ؛ 3 / 17 ميليون كارفرما در مشاغل مديريتى و نظارتى در سطوح مختلف سلسله مراتب تجارى به كار اشتغال داشتند . اين
هامش
( 1 ). Gordon , Fat and Mean , pp . 81 - 83 .