تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
اين كشور تا آن زمان به خود ديده بود ، به عمل آورد . سركوب كردن پدران بىخاصيت تقريباً تمام آن چيزى است كه رهبران سياسى ما در عرصه پدرى ناگزير از ارائه آن هستند و اين در كشورى كه در فقدان پدر پيشتاز جهانيان است ، حرف بى اساسى است . اين ديدگاه سياستگذارى تنبيهى از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ گزارش سال 1989 اداره آمار تحت عنوان « حمايت از كودك و نفقه » كه به طور وسيعى مورد استناد قرار گرفت و به نظر مىرسيد به تقصيرهاى گسترده پدران غيرمتكفل در زمينه انجام اقدامات لازم براى فرزندان‌شان اشاره كند ، دست‌كم عامل بخشى از خشم عمومى عليه پدران بىخاصيت بوده است . بر مبناى اين گزارش « در سال 1989 قرار بود پنج ميليون زن پرداخت‌هاى مربوط به حمايت از كودكان را دريافت كنند . حدود نيمى از زنان واجد شرايط ، تمام مبلغ مقرر را دريافت كردند . حدود نيمى از زنان باقىمانده بخشى از مبلغ را دريافت كردند و نيمى ديگر هيچ پولى دريافت نكردند . » « 1 » اين گزارش كه هنوز هم به طور وسيعى به آن استناد مىشود ، به شدت خشم عمومى را برانگيخت . اما معنى آن بسيار مبهم‌تر از آن چيزى است كه عموماً تصور مىشود . نخست آنكه يك واقعيت ناديده گرفته شده آن است كه حدود 38 درصد از « پدران غايب » ، نه حضانت فرزند خود را دارا هستند و نه حق ملاقات با او را دارند و نه مىتوانند با فرزند خود ارتباط برقرار
هامش
( 1 )- U . S . Bureau of Census , Child Support and Alimony : 1989 , Current Population Reports , Series P - 60 , No . 173 ( Washington , D . C . : GPO , 1991 ) , p . 1 .