مادران هيچ كمكى دريافت نمىكنند . » « 1 » البته هنگام رويارويى با اين واقعيت خاص ، ما فوراً تصوير « مادران بىخاصيت » به ذهنمان نمىرسد ؛ بلكه به شدت تلاش مىكنيم توجيههاى دلسوزانهاى براى اين كار پيدا كنيم ؛ از اين قبيل كه بايد ديد بر سر اين زنان چه آمده است كه فرزندان خود را از حمايتهاى مالى ضرورى محروم كردهاند .
جك كرامر ( روزنامهنگار ) به تازگى در مقالهاى ما را به تأمل در اين موضوع دعوت مىكند كه اگر پدران همان حقوق و امتيازاتى را مىداشتند كه اكنون مادران از آن بهرهمند هستند ، پدرى چگونه به نظر مىرسيد ؟ اين سناريو را تصور كنيد : يك پدر باردار مىشد و گزينههايى را كه ذكر خواهيم كرد ، پيش رو دارد . اگر در اين برهه از زندگى خود نخواهد يك والد شود ، مىتواند دست به سقط جنين بزند . اگر كودك را بخواهد ، مىتواند مادر را ، حتى بهرغم ميل او ، وادار كند يك مادر شود . پس از آن كه فرزندش به دنيا آمد ، او باز هم مىتواند فكرش را درباره آنكه يك پدر باشد ، عوض كند و كودك را تحت سرپرستى ديگرى يا در شيرخوارگاه بگذارد و به اين ترتيب خود را از هر مسئوليت ديگرى رها سازد . اگر تصميم بگيرد كودك را نگهدارد ، بيمه درمانى براى خود و فرزندش ، بن مواد غذايى و البته اولويت نَسَبى با فرزندش را دريافت خواهد كرد .
هامش
( 1 )- Jack Krammer , " What Do We Really Know About Child Support ? " Crisis , Jan . 1994 , p . 60 .گفتنى است كه منظور دريافت كمك حمايتى از سوى والدى است كه حضانت را بر عهده ندارد ؛ يعنى هنگامى كه حضانت بر عهده پدر است و دادگاه مادر را ملزم به پرداخت كمك براى حمايت از كودك مىكند ، 47 درصد از پدران ، پولى از مادران دريافت نمىكنند و هنگامى كه حضانت بر عهده مادر است ، 27 درصد آنان از پدران پولى دريافت نمىكنند . [ مترجم ]