بدرفتارى با كودكان يا سهلانگارى نسبت به آنان با فقر ارتباط دارد و اگر خانوادههاى بيشترى بالاى خط فقر قرار مىگرفتند ، بسيارى از موارد كودكآزارى به سادگى ناپديد مىشد . در يك مطالعه جامع مشخص گرديد كه سوءاستفاده جنسى در ميان خانوادههاى كمدرآمد پنج برابر بيش از خانوادههاى ثروتمند و سهلانگارى فيزيكى ده برابر بيشتر شايع است . نبايد تعجب كنيم . در خانوادههاى فقرزده ، فقط دستو پنجه نرم كردن با نيازهاى زندگى روزمره ، مستلزم ميزانى از استرس است كه بقيه ما بهسختى مىتوانيم آن را تصور كنيم . تصور كنيد با يك حكم تخليه روبهرو مىشويد در حالى كه يك كودك نوزاد داريد و هيچ جاى ديگرى نداريد كه به آنجا برويد ، چه فشارى براى يافتن يك راه چاره متحمل مىشويد ، يا تصور كنيد اضطراب و نگرانى سركردن با يك كودك پنج ساله مبتلا به آسم را در حالى كه نمىتوانيد داروى مناسب براى او تهيه كنيد . بدون شك فقر « زمينه مستعدى » به وجود مىآورد « كه بستر انواع مسائل اجتماعى مىگردد . اين مسائل اجتماعى ممكن است در شرايط مناسبتر كمرنگ شوند . » « 1 » سياستگذاران ، به جاى آنكه والدين فقير سياه يا رنگينپوست را به عنوان كودكآزاران بالقوه هدف قرار دهند ، بايد منابع بسيار بيشترى را براى تأمين مراقبتهاى بهداشتى و مسكن اختصاص دهند ، به گونهاى كه والدين كمدرآمد بتوانند به پرورش و تغذيه فرزندان خود به گونه بهترى بپردازند .
بر سر كودكانى كه كودكيارانِ بيش از اندازه مشتاق ما ، آنها از چنگ پدر و مادرشان بيرون مىكشند ، چه مىآيد ؟ بيشتر آنها تحت حضانت
هامش
( 1 ). Wexler , Wounded Innocents , p . 48 .