مراكز مراقبتى نگهدارى مىشوند كه سيستمى بسيار پرهزينه است و اغلب مىتواند پيامدهاى تأسف بارى هم براى والدين و فرزندان داشته باشد . گرفته شدن فرزند از پدر و مادر يكى از نابود كنندهترين چيزهايى است كه مىتواند براى آنها اتفاق بيفتد . اما قربانيان اوليه ، كودكان هستند زيرا آنچه در مراكز نگهدارى انتظارشان را مىكشد « مجموعهاى بىانتها از جابجايىهاى با شتاب ، پر تغيير ، كوتاه مدت و در بيشتر مواقع خطرناك » است . « 1 » زيانهاى اين سيستم بهخوبى مستند شده است . بازرسى از مراكز نگهدارى كودكان ، مواردى از اين دست را يافته است : نوزادانى كه به گوشه بيمارستان كشيده شدهاند ، كودكان يازده سالهاى كه در پناهگاههاىِ گروهىِ معتادان به مواد مخدر تلمبار شدهاند و پانزده سالههايى كه به مراكز اصلاح و تربيت فرستاده شدهاند تا در آنجا با بزهكاران حرفهاى جوان در هم آميزند . افزون بر آن ، تعداد بىشمارى از كودكانى كه تحت سرپرستى افراد حقيقى قرار گرفتهاند ، مورد ضرب و شتم يا تجاوز واقع شده يا گرسنگى مىكشند . واقعيت هولناك اين است كه كودكان انتقال يافته به مراكز نگهدارى « در حالى كه تحت حضانت دولت هستند ، ده برابر بيش از خانه خود در معرض بدرفتارى قرار دارند . » « 2 »
اثرات زيانبار مراكز نگهدارى ، بر روى كودكان به هيچ روى كوتاه مدت نيست . شمار فراوانى از بزرگسالان بىخانمان ، معتاد و بزهكارى كه در خيابانهاى آمريكا پرسه مىزنند ، روزگارى مشترى اين نظام كودك
هامش
( 1 ). Mack , The Assault on Parenthood , p . 66 .( 2 ). Ibid . , p . 67 .