كمدرآمد ، به ويژه والدين سياه يا رنگينپوست ، قربانيان مورد علاقه مركز خدمات حمايت از كودكان هستند . خانوادههاى نيازمند به كمكهاى عمومى تقريباً چهار برابر بيش از ديگران ، به دليل كودك آزارى در معرض بازجويى قرار مىگيرند و احتمال دارد چهار برابر بيش از ديگران فرزندانشان را از چنگشان بيرون بكشند . بنا به گفته داگلاس بشاروف ، چيدمان ديوانسالارى متولى رفاه كودكان ، به طور فزايندهاى عليه والدين فقير صورت گرفته است . هنگامى كه در دهه 1970 ، مركز خدمات حمايت از كودكان پديدار شد ، والدين فقير ناگهان با « يك بوروكراسى قدرتمند خدمات اجتماعى » روبهرو شدند كه به جاى كمك ، آنها را تحت نظارت پليسى قرار مىداد و نه خانواده ، بلكه كودك را مشترى خود مىدانست » « 1 » .
يك موضوع محورى از آغاز اين بود كه اين كارگزارى جديد ، در بيشتر مواقع ، نشانههاى نياز مادى را با سهل انگارى والدين اشتباه مىگرفت و بر مبناى اين قضاوت ، آماده بود تا اقدامات تندى ، از جمله گرفتن كودكان از والدين ، به عمل آورد . كودكان را به اين دليل كه خانواده دستشويى مناسبى در اختيار ندارد يا نمىتواند يك نسخه دارويى را بپيچد ، از خانواده جدا مىكردند و حال نيز جدا مىكنند . كودكان به اين علت كه كوپن مواد غذايى تمام شده و يخچال خالى است يا به اين دليل كه خانواده محلى براى زندگى كردن ندارد ، از والدين جدا مىشوند .
اين سازوكار ، از روبهرو شدن با اين واقعيت ناتوان است كه بخش اعظم
هامش
( 1 ). Douglas Besharov , " How Child Abuse Programs Hurt Poor Children : The Misuse of Foster Care , " Clearinghouse Review ( July 1988 ) : 222 - 23 .