جا مىباشد .
قربانى شدن والدين توسط بوروكراسى رفاه كودكان به زمان تصويب قانون فدرال منع بدرفتارى با كودكان « 1 » در سال 1974 برمىگردد . اين قانون بدرفتارى با كودك را چنين تعريف مىكند : « صدمه جسمى يا روانى ، سوءاستفاده يا بهرهكشى جنسى ، رفتار سهلانگارانه يا بدرفتارى با كودك . . . تحت شرايطى كه نشان مىدهد سلامت يا رفاه كودك بر اثر آن صدمه ديده يا به مخاطره افتاده است » « 2 » . اين تعريفِ بسيار وسيع ، كار را براى متوليان رفاه كودك آسان كرد تا طيف جرايم والدين را گسترش دهند . اكنون « بد رفتارى عاطفى » مىتوانست هم به چيزى مبهم مانند « انتقاد نامعقول گفتارى » و هم به چيزى مشخص و خشونتآميز مانند « زندانى كردن بيست و چهار ساعته يك كودك در دستشويى » اطلاق شود و دامنه سوءاستفاده جنسى اكنون مىتوانست از « زناى با محارم » تا « لمس كردن آلت تناسلى يا پوشاندن آن با لباس » گسترش يابد . تعريف سهلانگارى فيزيكى نيز به ويژه بسيار انعطاف پذير شد . در ايلى نويز تعريف آن چنين بود : « كوتاهى در تأمين حمايتهاى درست و لازم براى رفاه كودك » ، در حالى كه در مىسىسىپى تعريف آن رها كردن كودك بدون « مراقبت ، حضانت ، نظارت يا حمايت » بود . نتايج اين كار قابل پيشبينى بود . والدين ، به خاطر اجازه ندادن به كودك براى تماشاى تلويزيون بعد از ساعت هفتونيم بعدازظهر يا به خاطر پول دادن به كودك
هامش
( 1 ). Federal Child Abuse Prevention and Treatment Act ( CAPTA )( 2 ). Dana Mack , Assault on Parenthood ( New York : Simon and Schuster , 1997 ) pp . 59 - 60 .