درآمد ، يارانه مسكن و براى جوانان كم درآمدِ با استعداد ، تحصيلات عاليه رايگان فراهم نمايد . آمريكا ، بيش از هر كشور ثروتمند ديگر ، انتظار دارد كه والدين مسئوليت تمام هزينههاى فرزند را از زمان تولد تا دانشگاه برعهده بگيرند و بيش از هر كشور ثروتمند ديگرى شاهد غفلت عميق و نظاميافته كودكان است . اين دو پديده به روشنى با يكديگر ارتباط دارند . در روزگارى كه سوداگرى ، بازار بسيار ارجمندى است ، تأكيد صِرف بر حس نوع دوستىِ والدين براى پذيرش مسئوليت هزينههاى فرزندان براى كشور ، مخاطرهآميز و براى كودك ستمگرانه است .
نظريهپردازان چپگرا نيز ممكن است به همين اندازه نسبت به رفاه خانواده سهلانگار باشند . درست است كه ليبرالها طلايهدار مجموعهاى از برنامههاى دولتى بودهاند كه سبب بهبود زندگى كودكان فقير شده است ، اما اين نيز صحت دارد كه تأكيد بيش از اندازه آنان بر حقوق فردى ، همواره رفاه والدين و كودكان هر دو را ، ناديده گرفته است . حق انتخاب بىاندازه و آزادى وسيع مانعى بر سر راه انرژى نوع دوستانه و معطوف به ديگران است ؛ يعنى همان چيزى كه جوهره اصلى والدگرى است . آزادسازى اخير قوانين طلاق شاهدى بر اين مدعا است .
در سال 1970 ، كاليفرنيا نخستين قانون طلاق « بدون تقصير » « 1 » را تصويب كرد و در مدت پانزده سال پس از آن ، چهل ايالت ديگر از آن تبعيت كردند . قوانين جديد چهارچوب دير پاى مقصر بودن و مظلوم بودن را
هامش
( 1 ). No - fault divorce