خانوادههاى مستحكم براى اين كشور اهميت حياتى دارند و آنها مىدانند كه اكنون به نسبت گذشته تعداد كمترى از چنين خانوادههايى وجود دارد .
رونالد ريگان « 1 » ، دن كوايل « 2 » و نيوت گينگريچ « 3 » تنها سه نفر از خيل رهبران جمهورىخواه هستند كه با تأكيد بر اهميت خانواده و هشدار نسبت به تضعيف آن ، خطمشى سياسى خود را دنبال كردهاند ، اما ظاهراً هيچ يك از اين رهبران محافظهكار نقش براندازِ بازار را در ويژگيهاى خانواده دخيل نمىدانند . آنها به عكس ، تمام تلاش خود را بهكار بردهاند تا تجارت آزاد را به روشهايى جديد و پر قدرتتر رها سازند تا عواقب آن بيش از پيش دامان مادران و پدران را بگيرد .
والدگرى ؛ برترين فعاليت غيرسوداگرانه
آنچه جناح راست نمىخواهد آن را بپذيرد ، اين است كه بزرگ كردن فرزندان از منظر صِرف سوداگرانه تبديل به يك فرار سرماى اساسى شده است . همانگونه كه در فصل دوم ديديم ، برآورد هزينههاى نگهدارى فرزند در حال حاضر حدود 145000 دلار است . اين رقم شامل شهريه كالج - كه مىتواند بالغ بر 125000 دلار باشد - نيست . « 4 » به اين ترتيب بايد گفت كه در پايان سده بيستم ، داشتن يك كودك فقط يك بار اقتصادى عظيم است . البته ، پاداشهاى جسمى ، عاطفى و روحى عميقى با والدگرى عجين
هامش
( 1 ). Ronald Reagan( 2 ). Don Quayle( 3 ). Newt Gingrich( 4 ). Shirley P . Burggraf , The Feminine Economy and Economic Man ( Reading , Mass . : Addison - Wesley , 1997 ) , pp . 55 - 63 .