امروز ، كودكان تا رسيدن به بيست سالگى بر منابع مالى والدين خود متكى هستند . 42 درصدِ مردان بزرگسال تا بيست و چهار سالگى همچنان در خانه والدين خود زندگى مىكنند . « 1 » روشن است كه برعهده گرفتن چنين تعهد دراز مدتى ، آن هم در روزگارى كه ارزشهاى زندگى را بازار تعيين مىكند ، كارى است بس دشوار .
جناح راست به ويژه ، آمادگى اندكى براى حل اين تقابل جدى ميان ارزشهاى سوداگرانه و خانوادگى را دارد . محافظهكاران ، به جاى آنكه شكاف فزاينده ميان هزينههاى خصوصى و منافع عمومىِ مرتبط با نگهدارى از فرزند را از طريق برعهد جامعه گذاشتن برخى از هزينههاى مربوطه ، كاهش دهند كه كارى عقلانى نيز هست ، در جهت مخالف حركت كردهاند . از سال 1980 ، جناح راست با حرارت تمام ، هجمهاى را براى قطع همه گونه حمايتهاى اجتماعى از كوپن ارزاق گرفته تا مراقبتهاى پيش از تولد تا يارانه مسكن تا وامهاى دانشآموزى آغاز كرده است و در اين راه بسيار موفقيتآميز هم عمل كرده است .
به سبب اين دستاندازهايى كه محافظهكاران بهوجود آوردهاند ، والدين آمريكايى حتى فاقد ابتدايىترين حمايتهاى اجتماعى هستند . ايالات متحده تنها كشور ثروتمندى است كه نمىتواند مزاياى مادرى و مرخصىِ با حقوق و حفظ موقعيتكارى را براى مادران تضمين نمايد و يكى از معدود كشورهاى ثروتمندى است كه نمىتواند براى خانوادههاى كم
هامش
( 1 ). Brad Edmondson , Judith Waldrop , Diane Crispell , and Linda Jacobsen , " Married with Grown Children , " American Demographics 15 , no . 12 . ( Dec . 1993 ) : 32 .