دبيرستان را به پايان برسانند ، همه از آن منتفع مىشوند ، هم خود كودكان و هم كل مجتمع . در عوض ، نيروهاى سوداگرانه و توجه جدى به حقوق فردى ، اجازه مىدهد كه نيازهاى اين خانوادههاى تلاشگر سركوب شود .
نابينايى محافظهكاران
محافظهكاران ، زندگى خانوادگى را تضعيف مىكنند . زيرا نمىبينند كه ارزشهاى سوداگرانه چگونه ارزشهاى خانوادگى را نابود مىكنند . از آنجا كه آنها سرسپرده بازار آزاد و بىمهار هستند ، فراموش مىكنند كه بنا به قول به ياد ماندنى لِستِر تورو ، ارزشها « نقطه كور سرمايهسالارى » هستند . « 1 » در واقع ، سرمايه سالارى بر برخى از ناخوشايندترين ويژگيهاى انسان ، يعنى حرص ، تجاوز و خودمحورى و . . . تكيه دارد . از آنجا كه سوداگرى صرف هيچ حيطه اخلاقى را برنمىتابد ، نمىتواند به مقوله نظم اجتماعى و سرمايهگذارى اجتماعى بپردازد . به اين ترتيب ، تجارت آزاد چندان صلاحيت آن را ندارد كه به كار غير سوداگرايانهاى كه والدين انجام مىدهند ، بپردازد . حتى با وجود آنكه اين كار غيرسوداگرايانه سرچشمه اصلى سرمايه اجتماعى و انسانى كشور ما است ، تجارت آزاد آن را كاملًا ناديده مىگيرد زيرا خارج از ارتباطات پيچيده پولى قرار دارد .
براى آنكه حق محافظهكاران را ادا كرده باشيم ، بايد بگوييم كه آنها پيامدهاى وخيم تضعيف خانواده را شناسايى كردهاند . آنها عقيده دارند كه
هامش
( 1 ). Lester Thurow , The Future of Capitalism : How Todays Economic Forces Shape Tomorrows World ( New York : Morrow , 1996 ) , p . 277 .