تبعيضى بر مبناى نژاد ، مذهب ، جنس يا موقيت خانوادگى را منع مىكند ، تبعيض عليه كودكان را مجاز مىداند .
در بطن اين دشمنى نسبت به كودكان منطقى نهفته است كه زاده سوداگرى است . مسئولان يانگ تاون مىگويند براى اينكه مجبور نباشند ، مدرسه ايجاد كنند ، به كودكان مجوز اقامت نمىدهند زيرا ايجاد مدرسه باعث افزايش ماليات ساكنان مىشود و مقامات منتخب ميل دارند به اين وضعيت ادامه دهند ، زيرا بازنشستگان دهها ميليون دلار در آريزونا خرج مىكنند . جيسون موريس « 1 » ( وكيل دادگسترى ) مىگويد : « اين بخش بزرگى از اقتصاد ما است و افراد زيادى حق مسلم خود مىدانند كه مطمئن شوند اين مقررات سنى رعايت مىشود . »
برخى از اعضاى اين مجتمعها ممنوعيت حضور كودكان را مسئله آزادى انتخاب و حق فردى قلمداد مىكنند . در واقع ، اين حق با شيوههاى يك حكومت پليسى اعمال مىشود . در دفاتر شهرك يانگ تاون فرمى موجود است تا هر يك از ساكنان آن بتوانند عليه همسايگانى كه به طور غيرقانونى كودكى را اسكان دادهاند ، شكايت كنند .
تلاش براى اخراج چاز و دِزِراى نشان مىدهد كه قوانين و سياستهاى ما تا چه اندازه عملكرد خانوادگى را تضعيف مىكند . عجيب است كه ساكنان اين مجتمع بازنشستگى نمىفهمند كه بايد از پدربزرگها و مادربزرگهاى مهربان و تلاش آنان براى مراقبت از نوههايشان حمايت كنند . اين كار علاوه بر آنكه درست است ، عقلانى نيز هست . اگر به چاز و دِزِراى اجازه داده شود ،
هامش
( 1 ). Jason Morris