( 1 ) اعضاى ششگانهء شورا بود كه براى تعيين خليفهء مسلمين تشكيل گرديد . پس از آنكه خلافت به عثمان رسيد بناى ناسازگارى را گذاشت . بعد از كشته شدن عثمان با على ( ع ) بيعت كرد سپس با زبير از مدينه گريخت و در مكّه به عايشه پيوست و در جنگ جمل كشته شد . ( مصاحب ، 1 ) . او را مروان بن حكم در جنگ جمل با تيرى كه به سوى وى افگند ، كشت و او در اين هنگام شصت ساله بود . و واقدى گويد كه او شصت و چهار ساله بود ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 88 ) .
72 ) زبير بن عوّام : زبير بن عوّام بن خويلد بن أسد كه كنيهاش أبو عبد اللّه بود . او فرزند برادر خديجه بود و پدرش در جنگ فجار كشته شد . اسلام زبير بعد از اسلام ابو بكر بود چهارمين يا پنجمين نفر . در بعضى اخبار خواندم كه زبير هشت ساله يا دهساله بود كه اسلام آورد و عمويش او را با دود آزار مىداد تا دينش را رها كند و چون ديد كه وى دين خود را رها نمىكند او را ترك گفت ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 88 ) .
73 ) سعد بن ابى وقّاص : او سعد بن مالك بن وهب بن . . . مرّه بود و كنيهاش ابو اسحاق بود . . .
سعد برادرانى داشت كه عبارتند از عتبه و عمير . عتبه همان كسى است كه در جنگ احد پيامبر را ضربت زد و امّا عمير در جنگ بدر شهيد شد . سعد يكى از عشرهء مبشره است .
. . . شعبه روايت كرده كه سعد و حسن بن على ( ع ) هر دو در يك روز درگذشتند و معاويه هر دو را مسموم كرده بود ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 88 - 89 ) . . . او را فارس اسلام مىگفتند . در كوفه رفت و خانههاى بسيار ساخت و در خلافت عمر حاكم آن شهر بود . در سال پنجاه و پنج هجرى در قصر خود به نام عقيق درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ، 1 ، 366 ) .
74 ) خالد بن سعيد : ابن سعيد بن العاص بن . . . عبد شمس . وى صحابى است و از قدماى مسلمين است . وى سومين يا چهارمين كس است كه مسلمان شد . در واقعهء فتح مكّه و واقعهء تبوك حضور داشت . نامهء پيغمبر براى اهل طائف را او كتابت كرد و به وفد ثقيف داد و به آنجا براى صلح رفت . پيغمبر او را عامل يمن نمود و تا زمان ابو بكر عاملى يمن مىكرد . وى در فتح اجنادين حضور داشت و در واقعهء مرج الصفّر نزديك دمشق شربت شهادت نوشيد . عمرو بن معدى كرب او را در قصيدهاى مدح كرده . . . [ 17 ]
75 ) در مورد لايق نبودن خالد بن سعيد به امارت شام و عزل او از اين كار ، اغلب مورّخين از جمله ابن اثير معتقد است كه ابو بكر خالد بن سعيد را قبل از انجام كار عزل نمود و سبب عزل او هم اين بود كه از بيعت ابو بكر در آغاز كار مدّت دو ماه تعلّل كرده بود و خالد مىگفت : پيغمبر مرا امير فتح شام فرموده و مرا هم عزل نكرده تا وقتى كه رحلت نموده .
گذشته از آن عمر هم نسبت به خالد بن سعيد كينه داشت و ابو بكر را به عزل او و جانشين نمودن أبو عبيده و يزيد بن ابى سفيان تحريض و تشويق كرده بود ؛ ( كامل ، 2 ، 136 ) .
هامش
[ ( 17 ) ] رك : دهخدا .