( 1 ) 66 ) در مورد صلحنامهء حيره به دست خالد روايات و اقوال مختلف است « . . . چون خالد آهنگ مذاكره صلح با اهل حيره كرد ، خريم بن أوس بن حارثه وى را گفت : پيامبر ( ص ) دختر بقيله را به من بخشيده است . او را از جملهء غنايم و شروط صلح مستثنى كن . و خالد دختر را از جملهء غنايم مستثنى كرده به خريم داد . اهل دختر او را به هزار درهم از خريم باز خريدند . . . » ( فتوح البلدان 39 - 40 ) . ولى طبرى اين موضوع را چنين ذكر مىكند « . . . خالد موافقت با صلح را موكول به اين كرد كه كرامه دختر عبد المسيح را به شويل دهند . اين كار بر آنها گران آمد . كرامه گفت : اهميّت ندهيد كه به جاى من فديه خواهند گرفت . » ( طبرى ، 4 ، 1501 ؛ كامل ، 2 ، 114 ) .
67 ) جرير بن عبد اللّه البجلّى : از مشاهير صحابه و مكنّى به أبو عمرو و أبو عبد اللّه است . در اينكه چه زمانى اسلام آورد اختلاف است . او مردى بسيار زيبا بود كه او را يوسف امّت اسلام مىگفتند و اين بيت در وصف اوست :
لو لا جرير هلكت بجيله * نعم الفتى و بئست القبيله
عمر خطّاب در جنگهاى عراق او را بر تمام قبيلهء بجلىّ مقدّم و امير كرد ، و اين گروه را در فتح قادسيّه اثرى بزرگ بود . جرير از طرف على ( ع ) به رسالت نزد معاويه رفت . سپس ، از هر دو فرقه دورى گزيد و در قرقيس اقامت گزيد تا به سال 51 يا 54 ه درگذشت . [ 15 ]
68 ) بلاذرى معتقد است كه ابو بكر ، طيلسانى كه خالد وليد همراه اموال غنيمتى به وى فرستاده بود به حسين بن على ( ع ) داد ؛ ( فتوح البلدان ، 41 ) .
69 ) عين التمر : . . . مقدّسى دربارهء عين التمر [ يعنى ، چشمهء خرما ] كه در جنوب هيت در صحرا واقع بود گويد : قلعهء كوچكى است و در آنجا نهرى است كه در زير هيت به فرات مىرسد ؛ ( لسترنج ، 72 ) .
70 ) در مورد فتح عين التمر و غنايم به دست آمده از آنجا ابن اثير مىگويد « . . . در عين التمر در معبد آنها [ خالد ] چهل پسر ديد كه سرگرم آموختن انجيل بودند . آنها را اسير و بنده كرده به عنوان غنيمت بر سپاهيان تقسيم نمود . يكى از آنها سيرين [ شيرين ] ، پدر محمّد بن سيرين [ دانشمند بزرگ اسلام ] ، ديگرى نصير ، پدر محمّد بن نصير [ سردار بزرگ اسلام ] و ديگرى حمران بن أبان ، غلام عثمان بن عفان بود . » ( كامل ، 2 ، 122 ) . [ 16 ]
71 ) طلحة بن عبيد اللّه : صحابى معروف و يكى از عشره مبشره . از نخستين كسانى است كه اسلام آورد . در هجرت همراه حضرت محمّد ( ص ) بود . در غزوهء بدر به سبب اينكه به ماموريت اعزام شده بود شركت نداشت . در احد شجاعت بسيار از خود نشان داد و خويش را سپر حضرت محمّد ( ص ) كرد و زخمهاى زياد برداشت . پس از رحلت حضرت محمّد ( ص ) ظاهرا ميانهء خوشى با ابو بكر و عمر نداشت . پس از كشته شدن عمر يكى از
هامش
[ ( 15 ) ] رك : دهخدا .
[ ( 16 ) ] نيز رك : اخبار الطوال ، 122 ؛ فتوح البلدان ، 43 .