( 1 ) 2 ، 97 ) .
54 ) اشاره است به غزوهء حضرت محمّد ( ص ) با قوم يهود بنى قريظه كه لشكر اسلام بيست و پنج روز بنى قريظه را در حصار داشتند تا صحبت به تسليم و سازش كشيد و قرار شد كه سعد بن معاذ رئيس قبيلهء اوس در اين مورد حكم كند تا هر دو طرف مقيّد به اجراى آن حكم باشد . سعد بعد از حضور خدمت حضرت محمّد ( ص ) گفت : حكم من در بنى قريظه آن است كه هر چه مردانند جمله بكشند و زنان و فرزندان ايشان را برده گردانند و مال ايشان ميان مسلمانان قسمت كنند . چون اين سخت بگفت ، حضرت محمّد ( ص ) فرمود :
لقد حكمت [ فيهم ] به حكم اللّه من فوق سبعة أرقعه .
يعنى ، اى سعد ، حكمى [ كه ] تو در بنى قريظه كردى چنان است كه حكم در بالاى هفت آسمان بكردهاند . پس ، فرمود در بازار مدينه خندقى فرو بردند و جهودان بنى قريظه را يك يك مىآوردند و گردن مىزدند ؛ ( سيرت رسول اللّه ، 2 ، 749 ) .
55 ) مثنّى بن حارثة الشيبانىّ : وى در دورهء جاهليّت سيادت داشته و در عصر اسلام نيز از فرماندهان سپاه بود و قسمتى از سواد را فتح كرد ( انساب سمعانى ) . . . به سال نهم هجرى اسلام آورد . از صحابه و از فاتحان اسلام و از سرداران بزرگ است . در زمان ابو بكر در سواد عراق دست به غارت پرداخت و ابو بكر خالد بن وليد را به كمك وى فرستاد و چون خلافت به عمر رسيد وى نيز أبو عبيده ثقفى پدر مختار ثقفى را به يارى وى فرستاد . مثنّى به علّت جراحات زياد به سال چهارده هجرى درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ) .
56 ) در مورد نحوهء امارت مثنّى بر لشكر اسلام جهت جنگ با عجمها ، روايات و اقوال مورّخين دگرگون است ؛ چه « . . . مثنّى خود به خدمت ابو بكر آمد و گفت : اى خليفهء پيامبر خدا ( ص ) ، مرا بر آنان كه از قوم من اسلام آوردهاند امير كن تا [ به يارى ايشان ] با عجمهاى فارس بجنگم . ابو بكر وى را عهدنامهء اين امر بداد ؛ ( فتوح البلدان ، 36 ) . همين مطالب با كمى تغييرات عبارتى در تاريخ طبرى هم آمده ( تاريخ طبرى ، 4 ، 1480 ) . ولى در أخبار الطوال دينورى مىخوانيم كه « . . . و مثنّى بن حارثه به ابو بكر نامه نوشت و از تجاوز خود به ايران و پريشانى اوضاع ايران او را مطّلع ساخت و از وى خواست تا او را به لشكرى امداد كند . » ( أخبار الطوال ، 181 ) .
57 ) أبى سعيد خدرى : سعد بن مالك بن سنان بن ثعلبيهء أنصارى خزرجىّ صحابى است . او از حفّاظ مكثرين ، و به جنگ احد سيزده ساله بود . وى را بر رسول اللّه ( ص ) عرض كردند ، و رسول براى صغر سن او را از ملامت جيش منع فرمود و پدر او گفت : يا رسول اللّه ، وى سطبر استخوان است . و پيامبر نظر در وى انداخت و به ردّ او امر كرد . لكن وى در پانزده سالگى در غزاى بنى المصطلق در ركاب رسول جهاد كرد و در ديگر مشاهد نيز حضور يافت و به سال هفتاد و چهار درگذشت .
58 ) ابلّه : از بلاد اقليم سوّم كه طول آن عد [ 74 درجه ] و عرض آن لا - يه ( 31 درجه و 15 دقيقه ] . ابلّه شهرى است خرد و خرّم و آباد . يك حدّ آن نهر ابلّه است تا بصره و حدّ
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 937
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٩٣٧