تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 934

مساهمون:

ص٩٣٤
( 1 ) مسيلمه شركت داشت ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 173 ) . 38 ) مجّاعة بن مراره : مجّاعة بن مرارة بن حنفى صحابى پيغمبر بود . پسرش سراج و پسر پسرش هلال ، هر دو روايت حديث دارند ( منتهى الارب ) . . . وى از رؤساى بنى حنيفه و مردى بليغ و حكيم بود . پيغمبر اكرم ( ص ) در يمامه زمينى را به اقطاع او داد . اشعارى حكمت آميز از او به جاى مانده است ؛ ( زركلى به نقل دهخدا ) . 39 ) جارود بن المعلى : لقب بشر بن عمرو بن حنش عبدى بود . وى از اشراف زمان جاهلى و بزرگ طايفهء عبد القيس به شمار مىرفت . او اسلام را درك كرد و تا زمان ارتداد حيات داشت . حكم بن العاص او را به جنگ [ روز سهرك ] فرستاد و در عقبة الطين به سال بيست هجرى شهيد شد ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . صاحب عقد الفريد اين پند را به وى نسبت داده است ؛ سوء خلق عمل را تباه مىسازد چنان كه سركه عسل را ( عقد الفريد به نقل دهخدا ) . جارود بن عمرو بن معلّى در زمرهء وفد عبد القيس بود . وى نخست از دين نصرانى پيروى مىكرد سپس او و كسانى كه همراه او بودند اسلام آوردند . [ 8 ] 40 ) علاء بن الحضرمى : ابن حضرمى بن ضمار بن سلمى بن اكبر ، از صحابه و از مردم حضرموت يمن است . در صدر اسلام فتوحاتى كرد و رسول اكرم ( ص ) او را ولايت بحرين داد . وفات علاء در سال بيست و يك هجرى اتّفاق افتاد ؛ ( اعلام زركلى ) . 41 ) قيس بن عاصم : ابن عاصم بن خالد از صحابيان است . وى پس از فتح مكّه مسلمان شد . رسول ( ص ) در حقّ او فرمود : أنت سيّد اهل الوبر ؛ ( تاريخ گزيده ، 238 ) . همين قيس بن عاصم است ، كه عبدة بن طبيب مرثيه‌اى عالى در حقّ وى گفته است كه بيت زير از آن قصيدهء مشهور است :
فما كان قيس هلكه هلك واحد * و لكنّه بنيان قوم تهدّما [ 9 ]
همين قيس بن عاصم است كه وأد بنات [ زنده به گور كردن دختران ] را در ميان عرب رواج داده و قصّه‌هاى دردآورى از وى در اغانى نقل شده . 42 ) حضرموت : سرزمينى در ساحل جنوبى عربستان كنار درياى عربستان كه به ضميمهء امتداد شرقى آن ، يعنى مهره ، تحت الحمايهء عدن شرقى را تشكيل مىدهد . به قول روايات عرب از حضرموت بن حمير از القاب يعرب بن قحطان نام گرفته است . در تورات ذكر حضرموت پسر يقطان آمده است . . . دولت حضرموت ظاهرا معاصر با دولت معين و قبل از دولت سبا بوده است . انقراض اين دولت در حدود سال سيصد بعد از ميلاد واقع شده است كه همهء يمن جزء يك مملكت بزرگ سبائى و حميرى گرديد . [ 10 ] . . . ناحيتى است
هامش
[ ( 8 ) ] رك : تاريخ خلفاى سيوطى ، ص 100 ؛ تاريخ گزيده ، 1 ، 220 . [ ( 9 ) ] براى بقيهء اشعار رجوع كنيد به حماسه ، باب مراثى . [ ( 10 ) ] رك : مصاحب ، 1 .