تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١
( 1 ) با رسول ( ص ) هم نسب باشد . مادرش هند يا صفيه بنت مغيره است . در غزوهء حديبيه اسلام آورد و در جنگهاى شام كشته شد ؛ ( دهخدا ) . 19 ) عبد القيس : قبيله‌اى است منسوب به عبد القيس بن افصى بن دعمى بن جديلة بن أسد بن ربيعه . . . جماعتى بسيار از آن قبيله از صحابيان پيغمبر بودند . مسكن آنها ابتدا تهامه و سپس بحرين بود . قراءجار ، قمادى ، جبله ، بيضا و جز آن از آن ايشان است . در عهد رسول ( ص ) عدّه‌اى از آنها او را يارى كردند ؛ ( دهخدا ) . 20 ) عدىّ بن حاتم الطائىّ : ابن حاتم بن عبد اللّه بن سعد بن الحشرج الطائىّ صحابى و از اجواد عقلاء بود . وى در سال نه هجرى به دين اسلام گرويد و فتح عراق را درك كرد سپس ، ساكن كوفه شد و در جنگ جمل و صفّين و نهروان با حضرت على ( ع ) شركت كرد . از او در صحيحين شصت حديث نقل شده است . وى به سال شصت و هشت درگذشت ؛ ( اعلام زركلى به نقل دهخدا ) . 21 ) بنى أسد : از قبايل عربستان شمالى ، منسوب به كنانه . قومى صحرا گرد بودند و مراتع آنها در نواحى جنوبى و جنوب شرقى ممتد بود . از وقايع عمده در تاريخ پيش از اسلام اين قبيله شورش آنها بر ضد جحر آخرين امير بزرگ كنده و پدر امرؤ القيس است ، و كشته شدن جحر كه از اين طريق ضربتى مهلك بر دولت كنده وارد كردند . سران بنى أسد بعد از مدّتى گردنكشى در سال نه هجرى اسلام آوردند ولى بعد از وفات پيغمبر و احتمالا در زمان آن حضرت مرتد شدند . ( مصاحب ) . 22 ) فزاره : فزارة بن ذبيان از قبايل عرب شمالى ( عدنانى ) كه در بطن بزرگى از غطفان بوده است . منازل آنها در وادى الرمّه در نجد بود ؛ ( مصاحب ) . 23 ) خالد بن وليد : ابن وليد بن مغيرة المخزومىّ قرشى ملقّب به سيف اللّه . وى از صحابه و فاتحان بزرگ اسلام است . در زمان جاهليت او از اشراف قريش بود و رياست سواران داشت و در همهء جنگهاى مشركين با مسلمانان تا عمرهء حديبيه عليه مسلمين شركت كرد . در سال هفتم هجرى قبل از فتح مكّه او و عمرو بن عاص اسلام آوردند . پيغمبر از مسلمان شدن او مسرور گشت و رياست سواران به او داد . مرگ او به سال بيست و يك هجرى در حمص اتّفاق افتاد . [ 4 ] 24 ) زيد الخيل : زيد بن مهلهل كه كنيهء او أبو مكنف بوده . او را به جهت كثرت اسبهايش زين الخير گويند و پيغمبر ( ص ) او را به لقب زيد الخير ملقّب كرد و اين عبارت در حقّ او از پيغمبر منقول است كه فرموده : ما وصف لى أحد فى الجاهليّة فرأيته فى الإسلام إلّا رأيته دون ما وصف لى غيرك يعنى ، هر كس را كه در جاهليّت او را بزرگتر معرفى مىكردند در اسلام او را كوچكتر و حقيرتر يافتم باستثناى تو .
هامش
[ ( 4 ) ] رك : دهخدا .