( 1 ) ردّه . در سال چهارم هجرى از مسلمانان شكست خورد و سال بعد در محاصرهء مدينه شركت كرد . در سال نه هجرى اسلام آورد ، در سال ده هجرى سر به شورش برداشت ، و در سال يازده هجرى در نبرد براخه در نجد از خالد بن وليد شكست خورده ، به شام فرار كرد .
اسم اصلى او طلحه بوده و طليحه مصغّر آن است كه به عنوان تحقير به او اطلاق مىشده . . . ؛ ( مصاحب ) . وى از كسانى است كه به عنوان وفد نزد پيامبر آمد و سپس دعوى پيامبرى كرد و مىگفت : ذو النون نزد او وحى مىآورد . عيينة بن حصن به دو ايمان آورد و از او پيروى كرد ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 168 ) . . . . به روزگار پيغمبر اكرم ظاهر شد . فرار بن الأزور با وى مواجه گشت و به شمشيرى وى را بزد تا بكشد ، شمشير كندى كرد و بدين واسطه ميان مردم شايع گشت كه شمشير بر طليحه كارگر نباشد . . . بر مردم سجعهايى مىخواند و ايشان را به ترك سجود در نماز وا مىداشت . در جنگ نهاوند به شهادت رسيد . وى مردى بود شجاع و فصيح ؛ ( اعلام زركلى ، 2 ، 451 ) .
4 ) در مورد صدّيق ناميده شدن ابو بكر در حبيب السّير آمده كه . . . و به زعم اكثر اهل سنّت و جماعت اوّل كسى كه تصديق معراج كرد امير المؤمنين ابى بكر بود . بنابر اين ، ملقّب به صدّيق شد ؛ ( حبيب السّير ، 1 ، 445 ) .
5 ) مقدّسى در مورد پيشنهاد انتخاب امير از انصار و وزير از مهاجر گويد « حباب بن منذر گفت : ماييم كه از انديشهء ما بايد رهنمونى خواست و ما شرافتمند و بزرگواريم . اميرى از ما و اميرى از شما . و صداها بلند گرديد . . . » ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 68 ) . ولى ابن اثير در اين مورد مىنويسد كه « . . . [ انصار ] گفتند : از ما يك امير باشد و از شما [ مهاجر ] يك امير برگزيده گردد . ابو بكر گفت : امراء از ما و وزراء از شما باشند . پس ، [ ابو بكر ] گفت : من يكى از اين دو مرد را براى شما اختيار مىكنم . عمر يا ابو عبيده كه استوارترين فرد اين امّت است . » ( كامل ، 2 ، 12 ؛ سيرت رسول اللّه ، 2 ، 1117 - 1119 ) .
6 ) در مورد اينكه چه كس از مهاجر و انصار در امر بيعت با ابو بكر پيشدستى كرد روايات مختلف است ؛ چه « . . . عمر با او [ ابو بكر ] بيعت كرد و مردم [ مهاجرين ] از او پيروى كردند ولى بعضى از انصار گفتند : ما غير از على كسى را نمىپذيريم . . . » ( كامل ، 2 ، 12 ) . « . . . و نخست فاروق اعظم [ عمر بن خطّاب ] به امر مبايعت اقدام نمود . »
( حبيب السّير ، 1 ، 446 ) . « . . . پس ، أبو عبيده دست به دست ابو بكر زد و عمر دوّمى بود . »
( تاريخ يعقوبى ، 2 ، 522 ) . « . . . عمر به ابو بكر گفت : دست خويش را پيش آور تا با تو بيعت كنم . ابو بكر دست خويش را پيش برد و مهاجران و انصار با وى بيعت كردند و . . . » ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 68 ) .
7 ) اقوال مورّخين در مورد نحوهء برخورد مهاجر و انصار با مسئلهء بيعت مختلف است . ابن اثير گويد « . . . انصار گفتند : ما غير از على كسى را نمىپذيريم و بيعت نمىكنيم جز با على .
بنى هاشم و زبير و طلحه هم از بيعت با ابو بكر تخلّف كردند و زبير گفت : من اين شمشير را به نيام برنمىگردانم تا با على بيعت كنيد . » ( كامل ، 2 ، 12 - 15 ) . « . . . و گروهى از
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 928
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٩٢٨