( 1 ) [ رحلت ] آن حضرت در زمرهء مرتدّان درآمد . . . بعدها در غزوات يرموك ، قادسيّه ، مداين ، و نهاوند ابراز غيرت و حميّت كرد . در غزاى صفّين در حضور على ( ع ) بود و عثمان وى را به حكومت آذربايجان منصوب ساخته بود . . . ؛ ( قاموس اعلام به نقل دهخدا ) .
14 ) قبيلهء بنى كنده : نام يكى از قبايل عرب كه پيش از اسلام مدّتى بر قسمتى از قبايل عربى حكومت كردهاند . به گفتهء راويان عرب اين قبيله از قبايل عربستان جنوبى يعنى از قحطان بودهاند و پيش از اسلام در غرب حضرموت مستقر شده بودند . اين قبيله نسبت خود را به ثور بن عفير بن عدىّ بن الحارث از اولاد كهلان بن سبا مىرسانند . نام قبيلهء كنده در كتيبههاى قديم عربستان جنوبى ديده نشده است بلكه بنا به روايت مورّخين عرب ذكر ايشان از حدود سالهاى قرن چهارم بعد از ميلاد است ؛ ( مصاحب ) .
15 ) اسامة بن زيد : ابن زيد بن حارثه ، يا اسامة الحبّ ، مولا رسول اللّه ( ص ) . صحابى است و مكنّى به ابى محمّد يا ابى زيد يا ابى جارحه . مادر وى امّ ايمن خاصّهء حضرت رسول ( ص ) است ؛ ( دهخدا ) . . . والدين او را رسول اكرم ( ص ) آزاد كرد و وى به حبّ الرسول اشتهار دارد و اين بنا بر حديثى است كه از حضرت نبوى در اين باب نقل شده كه [ فرمود ] اسامه احبّ النّاس است نزد من . در عهد رسول ( ص ) آنگاه كه هجده سال داشت با يك سرية مامور جهاد گشت . راوى بعضى احاديث شريفه است و در اواخر سلطنت معاويه درگذشت ؛ ( قاموس الأعلام به نقل دهخدا ) .
16 ) مؤلّف سيرت رسول اللّه در مورد توقّف اسامه در رفتن به جانب شام گويد « . . . و مردم رغبتى چنان نمىنمودند كه با اسامة بن زيد بودند از بهر آنكه اسامه جوان و كودك بود و مردم مىگفتند : چون شايد بودن كه وى حكم بر بزرگان مهاجر و انصار كند ؟ . . . و سيّد عليه السّلام ، [ حضرت محمّد ] آن باز مىشنيد و مىرنجيد . . . پس ، روزى برخاست و عصابه [ 3 ] بر سر بست و بر منبر شد و ايشان را فرمود : اى مردمان ، اسامة بن زيد سزاوار اميرى است و پدرش سزاوار اميرى بود . فرمان وى كه بريد ، همچنان است كه فرمان من مىبريد . پس ، اسامه با لشكر مهاجر و انصار راهى شد . چون يك منزل رفته بود خبر وفات سيّد عليه السّلام ، به وى رسيد . » ( سيرت رسول اللّه ، 2 ، 1108 ) .
17 ) عمرو بن العاص : ابن عاص بن وائل سهمى قرشى ، مكنّى به أبو عبد اللّه ، از دهات عرب .
وى ابتدا از دشمنان سرسخت اسلام بود . سپس ، اسلام آورد و از جانب پيغمبر ( ص ) به فرماندهى در چند غزوه فرستاده شد . سپس ، از طرف خليفهء دوّم والى فلسطين و پس از فتح مصر والى آنجا گشت و خليفهء سوّم وى را بر كنار كرد . در جنگ صفّين بين على ( ع ) و معاويه براى حكميّت معرفى شد كه واقعهء آن مشهور است . به سال چهل و سه هجرى درگذشت ؛ ( اعلام زركلى ، 2 ، 734 ) .
18 ) ابان بن سعيد : ابان بن سعيد بن عاص بن اميّه . جدّ پنجم او عبد مناف است و از اين رو
هامش
[ ( 3 ) ] عصابه : پارچهاى كه بر پيشانى ببندند . سربند ( معين ) .