تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
( 1 ) مهاجران و انصار از بيعت با ابى بكر سرباز زدند و با على بن ابى طالب پيوستند . از جمله عبّاس بن عبد المطّلب فضل بن عبّاس زبير بن عوّام خالد بن سعيد ، مقداد بن اسود ، سلمان فارسى ، أبوذر غفارى براء بن عازب و ابىّ بن كعب . . . » ( تاريخ يعقوبى ، 1 ، 523 ) . 8 ) أبو عبيدهء جرّاح : عامر بن عبد اللّه بن جرّاح از خانوادهء بلحارث از طايفهء قريشى فهر ، يكى از نخستين گروندگان مكّى به آيين اسلام و يكى از ده مؤمنى كه بهشت به آنها نويد داده شد ( عشره مبشّره ) در مهاجرت به حبشه شركت جست و مىگويند به دليرى و از خود گذشتگى شهرت يافت و به همين سبب حضرت محمّد ( ص ) به او لقب امين داد . نقل است كه عمر بر آن بود كه أبو عبيده را احتمالا به جانشينى خود تعيين كند و به هنگامى كه در سال هجده هجرى طاعون در شام به شدّت شيوع يافت ، عمر أبو عبيده را به مدينه فرا خواند . امّا ، ابو عبيده از ترك كردن شام سرباز زد و خودش قربانى طاعون شد ؛ ( دانشنامهء ايران و اسلام ، 8 ، 1068 ) . . . و گويند كه وى شنيد كه پدرش از پيغمبر بدگويى مىكند . سر پدرش را بريد و به پيغمبر خبر آورد ؛ ( آفرينش و تاريخ ، ج 5 ، ص 92 ) . 9 ) اشاره است به اين گفتهء حضرت محمّد ( ص ) كه فرمود : لكلّ امّة و أمين هذه الامّة أبو عبيده . يعنى ، هر امّتى را امينى است و امين اين امّت أبو عبيده است . 10 ) ابن اثير از قول زهرىّ در مورد بيعت حضرت على ( ع ) با ابو بكر گويد « . . . على و بنى هاشم و زبير شش ماه ماندند كه با ابو بكر بيعت نكردند تا فاطمه ( ع ) وفات كرد ، آنگاه بيعت كردند . » ( كامل ، 2 ، 21 ) . ولى خواندمير گويد « . . . و عقيدهء مردم شيعه مذهب آن است كه آن جناب [ يعنى على ( ع ) ] هرگز با ابو بكر بلكه هيچ يك از خلفاى ثلث بيعت ننمود . . . » ( حبيب السّير ، 1 ، 447 ) . 11 ) مالك بن نويره : ابن نويره بن حمزة بن حمزة بن شدّاد . . . تميمى يربوعى مكنّى به أبى حنظله و ملقب به الجفول ، صحابى است . در عهد جاهليّت از اشراف و شاعران و از بزرگان قوم خود بود سپس ، اسلام آورد و حضرت رسول ( ص ) وى را به سرپرستى صدقات قوم خويش تعيين كرد . چون خبر رحلت پيغمبر را دريافت ، صدقات در اختيار گرفت و ميان قوم خويش قسمت كرد و چون سجاح ادعاى پيغمبرى كرد به وى پيوست و مرتد شد . خالد بن وليد او را در بطاح دستگير [ كرد ] و به امر وى كشته شد ؛ ( دهخدا ) 12 ) سجاح بنت المنذر : نام زنى متنبيه كه در كذب بدان مثل زنند و گفته‌اند : الكذب من سجاح ؛ ( منتهى الارب ) . شوهرش أبو كحيله نام داشت و كاهن يمامه بود . . . سجاح زن را در گرفتن دو شوهر آزاد مىداشت كه برابر نيمى از اختيارات مرد است ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 176 ) . امّ صادر [ سيحاح ] دختر حارث بن سويد بن عقفان از بنى تميم ، شاعرى اديب و عارف به اخبار بود . در ايّام ابو بكر ادعاى پيغمبرى كرد و . . . ؛ ( معين ) . 13 ) اشعث بن قيس : يكى از اصحاب پيامبر ( ص ) كه در سال دهم هجرت با شصت سوار از قبيلهء خود نزد پيامبر آمد و به شرف اسلام مشرف گرديد . آنگاه به يمن بازگشت و پس از