تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 927

مساهمون:

ص٩٢٧
( 1 )

فصل يكم توضيحات و تعليقات مربوط به فصل ابو بكر

1 ) أبو الهيثم بن التّيّهان : مالك بن تيّهان الأنصارىّ صحابى بدرى انصارى است . وى از نقباى ليلة العقبه بوده و در حرب صفّين در ركاب امير المؤمنين على به درجهء شهادت رسيده است ؛ ( دهخدا ) . او را در حقّ رسول اكرم ( ص ) مرثيه‌اى است كه بيت زير از آن است :
لقد جدعت آذاننا و انوفنا * غداة فجعنا بالنّبىّ محمّد
( اعلام زركلى ) يعنى ، در آن بامداد كه بى محمّد صبح كرديم ، گويى گوش و بينى ما را بريدند . 2 ) مسيلمه : مردى از بنى حنيفه ، قبيلهء ساكن يمامه ، به سال دهم هجرت دعوى پيغمبرى كرد و به سال يازدهم خالد بن وليد ، به فرمان ابو بكر او را كشت . . . ؛ ( دهخدا ) . كنيهء او ابو ثمامه بود . مردى بود كه اندكى شعبده مىدانست و . . . پيش از هجرت دعوى پيغمبرى داشت و رحمان اليمامه ناميده مىشد . افرادى را به مكّه مىفرستاد تا قرآن را بشنوند و باز گردند و بر مردم بخوانند . سپس در ميان وفد [ 1 ] بنى حنيفه نزد پيامبر آمد . يادآور شدند كه وى مىگويد : اگر كار [ نبوّت ] را چنان قرار دهد كه پس از او از آن من باشد ، از وى پيروى خواهيم كرد ؛ ( آفرينش و تاريخ ، 5 ، 170 ) . مولوى در دو بيت زير از مثنوى نام او را به تحريف بو مسيلم ياد كرده است :
شير پشمين از براى كد كنند * بو مسيلم را لقب احمد كنند بو مسيلم را لقب كذاب ماند * مر محمّد را اولوا الالباب ماند [ 2 ]
3 ) طليحة بن خويلد : [ طليحة بن خويلد بن نوفل أسدى ] از رؤساى قبايل عرب و از سران اهل
هامش
[ ( 1 ) ] وفد : در عربى به معنى جمعى به كار مىرود و مفرد آن وافد است يعنى ، دسته‌اى كه براى ديدار بزرگى يا رئيسى از جايى به جايى ديگر مىرود . [ ( 2 ) ] و نيز رك : تاريخ ملل و دول اسلامى ، 67 ، 68 .