تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 916

مساهمون:

ص٩١٦
( 1 ) روز با يزيد مناظرات كردند و سخنان زشت او را جوابهاى درشت گفتند . چون يزيد شنيد كه مردم بر قتلهء امير المؤمنين حسين نفرين مىكنند ، با شمر و همراهان او به حسب ظاهر خشونت كرد و گفت : من از اطاعت شما بدون قتل حسين راضى بودم . لعنت بر پسر مرجانه باد كه بر چنين امرى شنيع اقدام نمود . [ 378 ب ] آنگاه اسباب سفر على بن حسين ( ع ) و ساير اهل بيت را تدارك ديده ، سرهاى شهدا را بديشان سپرد و نعمان بن بشير الأنصارىّ را با سى سوار به همراهى آن طايفه واجب التعظيم مأمور گردانيد . على بن حسين ( ع ) با خواهران و عمّات و ساير اقربا متوجّه مدينهء طيبه گشته در بيستم شهر صفر سر مبارك امير المؤمنين حسين ( ع ) و ساير شهدا را به ابدان ايشان ملحق ساخته از آنجا به سر تربت مقدّس جدّ بزرگوار خويش شتافته ، رحل اقامت انداخت .

ذكر روايات در باب شهادت حسين بن على ( رضى ) [ 132 ]

چنين گويند كه حضرت رسالت پيش از وقوع [ واقعهء كربلا ] بارها از شهادت حسين ( ع ) حكايتها گفته و مردم را از آن حادثه آگاهى داده بود ، چندانكه از اصحاب احاديث و ناقلان اخبار چنين روايت شده است كه امّ الفضل دختر حارث بن عبد المطّلب منكوحهء عبّاس بن عبد المطّلب در تولّد حسين بن على ( ع ) چنين گفت كه شبى از شبها خوابى ديدم كه از آن نيك بترسيدم . به نزديك مصطفى ( ص ) آمدم و او را گفتم : يا رسول اللّه ، خوابى عجب ديده‌ام و از آن سخت ترسيده‌ام . مىخواهم كه عرض دارم تا آن را تعبيرى فرمايى . مصطفى ( ص ) فرمود : خير باد ، خواب خود را بيان كن . گفتم : اى رسول خداى ، چنان ديدمى كه از تن مبارك تو پاره‌اى ببريدند و بر كنار من بنهادندى . رسول ( ص ) فرمود : خوابى نيك ديده‌اى و نيك خواهد بود . فاطمهء من باردار است . او را پسرى آيد و او جزو من باشد . او را به تو دهيم تا او را شير مىدهى و پرورش مىكنى .
هامش
[ ( 132 ) ] ش . م . چ : اين بخش را ندارد .