( 1 )
حسين بن على ( ع ) در كربلا
چون امير المؤمنين حسين ( ع ) بر زمين كربلا فرود آمد ، فرمود تا بارها بر يك طرف از آب فرات بنهادند و خيمهها بر پا كردند . برادران و پسران عمّ او هر يك به جهت خود خيمه بزدند چنانچه خيام اصحاب و موالى آن حضرت اطراف خيمهء امير المؤمنين حسين ( ع ) بود . چون ساعتى در خيمهها بياسودند ، امير المؤمنين حسين ( ع ) شمشير خويش اصلاح مىفرمود و اين اشعار با خود مىخواند :
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالإشراق [ 81 ] و الأصيل
من صاحب أو طالب قتيل * و الدهر لا يقنع بالبديل [ 82 ]
و إنّما الأمر إلى الجليل * و كلّ حىّ سالك السبيل [ 83 ]
خواهران آن حضرت زينب و امّ كلثوم آواز آن سرور را شنيدند و گفتند : اى برادر ، اين سخن سخن كيست كه يقين دانسته است كه او را خواهند كشت ؟
حضرت فرمود :
لو ترك القطا [ ليلة ] لنام .
زينب گفت : وا ثكلاه [ 84 ] ؛ اى كاشكى مرده بودمى تا اين روز را نديدمى . وفات جدّ خويش محمّد مصطفى ( ص ) بديدم ، وفات پدر خويش على مرتضى ( ع ) مشاهده كردم ، وفات مادر پاكيزهء خود فاطمهء زهرا را ديدم و به فراق او مبتلا بودم ، محنت وفات برادر خويش حسن مجتبى ( ع ) بكشيدم و حال برادرم حسين ( ع ) كه در جهان او را دارم مرا چنين سخنى مىگويد و خبر وفات خويش مىدهد ، هلاك از من برآمد . واى بر اين جان درمانده به چنگال بلا و مشقّت .
زينب اين سخنها مىگفت و مىگريست و ساير اهل بيت به مرافقت او مىگريستند . امّ كلثوم مىگفت :
وا محمّداه وا عليّاه بعدك يا أبا عبد اللّه . [ 364 الف ] امير المؤمنين حسين ( ع ) ايشان را دلدارى مىداد و مىفرمود : صبر كنيد اى خواهران من ، و به قضاى خداى تعالى راضى باشيد كه خداى تعالى هيچ آفريده را در زمين و آسمان حيات ابد نداده و نخواهد داد بلكه همه فانى شوند ؛
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
.
هامش
[ ( 81 ) ] چ : الاشراف .
[ ( 82 ) ] چ : ما اقرب الوعد من الرحيلى .
[ ( 83 ) ] چ : مصرع اول و دوم جابجا نوشته شده ، ت . ل : بيت سوم راى ندارد .
[ ( 84 ) ] ب . س . چ : وا سلكتاه .