( 1 ) يا ابن رسول اللّه ، جدّ تو محمّد مصطفى ( ص ) نتوانست جمله خلايق را دوست خود گرداند .
بعضى از مردمان او را دوستدار بودند و مخلص ، بعضى منافقان بودند و به زفان دوستى ظاهر مىكردند و در باطن خلاف و برخى عداوت و كدورت آن سرور را در دل نگاه مىداشتند . حال پدر تو على بن ابى طالب ( ع ) همچنين بود ؛ جماعتى او را يارى مىدادند و طريق موافقت و مرافقت مرعى مىداشتند و برخى در متابعت او اهمال و انكار داشتند . [ 78 ]
هر كس كه تو را خلاف كند و نقض عهد روا دارد ، او مكافات باز خواهد ديد و خداى تعالى تو را از او بىنياز كند . تو به هر طرف كه از مشرق و مغرب مىروى ، ما در خدمت توييم و از تو جدا نخواهيم شد و به تقدير ربّانى راضى خواهيم بود . دوست ما آن كس باشد كه تو را دوست بدارد و دشمن ما آن كس است كه تو را دشمن بدارد .
امير المؤمنين حسين ( رضى ) چون اين سخنان از هلال شنيد ، خوشدل گشته او را دعاى خير گفت .
پس ، حسين بن على ( ع ) فرزندان ، برادران ، و اهل بيت خويش را بخواند و همه را پيش خويش بنشاند و در روى ايشان نگريست و بگريست ، آنگاه گفت : اى بار خداى ، ما عترت پيغمبر توييم ، ما را از خانهء خود بيرون كردند و از حرم جدّ ما ، ما را جدا كردند .
بنى اميّه از ظلم و جفا و قتل و اسيرى [ 79 ] ما هيچ كوتاهى نمىكند . بار خدايا ، داد ما از ظالمان بستان . پس فرمود :
كوچ بايد كرد و به جانب كربلا روان شد . [ 363 ب ] بر حسب اشارت او از آن منزل مىرفتند . روز چهارشنبه و گر نه پنجشنبه ، دوّم محرّم ، سنهء أحدى و ستّين بود كه به كربلا فرود آمدند . حسين بن على ( ع ) از اصحاب خويش پرسيد : اين است كربلا ؟
گفتند : آرى ، اين زمين زمين كربلاست يا أبا عبد اللّه . [ 80 ]
حسين بن على ( ع ) فرمود : بلى ! هم زمين كرب است و هم بلا كه جاى كشتن ما و محط رحال و مناخ شتران ما اين زمين خواهد بود و خونهاى ما بر اين خاك ريخته خواهد شد . و بگريست .
هامش
[ ( 78 ) ] چ : مبالغت داشتند .
[ ( 79 ) ] چ : اسر .
[ ( 80 ) ] ت . چ : « اين زمين . . . ابا عبد اللّه » حذف شده است .