( 1 ) محاربت ايشان را به دست آوردم و هر دو را گردن زده ، سرهاى ايشان مصحوب هانى بن أبى الوداعىّ و زبير بن الأروح التميمىّ [ 58 ] تقديم گرديد .
اين هر دو مرد از اهل طاعت اميرند ايشان را نيكو دارد . و السّلام .
چون اين دو شخص با نامه و سرهاى شهدا به نزد يزيد رسيدند ، نامه و سرها را تسليم كردند [ 356 الف ] يزيد نامه را مطالعه كرد و فرمود تا سرها را بر دروازهء دمشق بر دار كردند و جواب نامهء پسر زياد بر اين منوال بنوشت :
امّا بعد ، نامهء تو رسيد و سرهاى مسلم و هانى وارد شد ، خوشوقت شدم . تو نزد من چنان پسنديدهاى كه قياسى بر آن نيست و چنان كه دل من خواسته است ، بر تو مرا هيچ مزيدى نيست و هر چه كردهاى نيكو كردهاى . آنچه از حال رسولان ياد كرده بودى هر يكى را از ايشان ده هزار درم بخشيدم و ايشان را خوشدل به نزد تو فرستادم . چنان مىشنوم كه حسين بن على ( ع ) از مكّه بيرون آمده عزم عراق دارد ، مىبايد كه نيك احتياط كنى و بر حذر باشى . سر راهها را نگاه دارى و هر كس را كه مايهء فتنه دانى ، بكش يا حبس كن و هر خبر كه از حسين بن على ( ع ) معلوم گردد روز به روز به شرح و تفصيل بر من عرضه دارى و مرا از احوال او على التوالى اعلام دهى - و السّلام .
رسيدن خبر كشته شدن مسلم بن عقيل به امير المؤمنين حسين ( ع )
كيفيّت خبر يافتن امير المؤمنين حسين بن على ( ع ) از كشته شدن مسلم بن عقيل چنان بود كه مردى از كوفه به نزد او رسيد . حسين بن على ( ع ) از او پرسيد : از كجا مىآيى ؟
گفت : از كوفه مىآيم .
پرسيد : از مسلم بن عقيل چه خبر دارى ؟
گفت : اى پسر رسول خدا ، در آن ساعت كه از كوفه بيرون مىآمدم مسلم و هانى بن عروة را عبيد اللّه بن زياد بر دار كرده بود و سرهاى ايشان را به دمشق نزد يزيد فرستاد .
هامش
[ ( 58 ) ] ب . خ . ل . چ : زبير بن الارواح .