تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
( 1 ) اكنون چنين مىشنويم كه پسر لعين او كار فرادست گرفته است . ما به خلافت و امارت او راضى نيستيم و هرگز نخواهيم بود . ما شيعيان و محبّان پدر تو بوده‌ايم و امروز دوستدار و شيعهء توييم . چون بر مضمون اين نامه واقف شوى ، در ضمان دولت و كنف سعادت حركت كن و شادمان و مسرور و خوشدل به نزد ما آى تا ما را امير باشى . امروز ما را نه اميرى است و نه امامى كه در جمعات و اعياد و ساير صلات به دو اقتدا توانيم كرد . نعمان بن بشير أنصارىّ از دست يزيد اينجاست . او را حرمتى و جاهى نيست . شبها در كوشك امارت نشسته نه خراجى به دو مىدهند و نه خدمتى او را مىكنند . اگر كسى را بخواند ، اجابت نكنند و اميرى است بىحرمت . اگر تو ما را اجابت خواهى كرد و به نزديك ما خواهى آمد ، ما او را از اين ولايت بيرون كنيم و چون به سعادت برسى ، لشكر درهم آريم و جمعيّتى تمام بسازيم و روى به شام آوريم و دفع خصم بدسگال كنيم - إن شاء اللّه ؛ باشد كه خداى تعالى [ در ] كار ما به واسطهء تو نظمى و نظامى پديد آرد - و السّلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته ، و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم . پس ، نامه را طىّ كرده ، مهر بر نهادند و دو مرد را بخواندند ، يكى عبد اللّه بن سبع الهمدانى [ 32 ] و آن ديگر عبد اللّه بن مسمع البكرىّ [ 33 ] و نامه را بديشان دادند و ايشان را به خدمت امير المؤمنين حسين ( ع ) فرستادند . چون آن دو به مكّه آمدند و نامه برسانيدند ، امير المؤمنين حسين ( ع ) نامه را مطالعه كرد و چون بر مضمون آن وقوف يافت ، خاموش بود . با رسولان هيچ نگفت . جواب نامه نيز ننوشت و فرستادگان را خوشدل باز فرستاد . چون رسولان به كوفه رسيدند و حال بگفتند ، جماعتى از معارف و اشراف كوفه چون قيس بن مسهّر الصيداوى [ 34 ] ، عبد اللّه بن عبد الرّحمان الأرحبىّ ، عمارة بن عبيد سلولىّ ، عبد اللّه بن وال التميمىّ و جمعى ديگر كه زياده از صد و پنجاه نفر مرد معروف [ بودند ] بر سمت مكّه روان شده ، به خدمت امير المؤمنين حسين ( ع ) آمدند و با هر كدام دو سه نامه بود از اعيان كوفه كه جمله استدعاى آمدن به كوفه كرده بودند . چون برسيدند ، نامه‌ها بدادند و التماس كردند كه به جانب كوفه آيد بلكه به اتّفاق ايشان روان شود . [ 344 ب ]
هامش
[ ( 32 ) ] خ . چ : عبد اللّه بن سليع الهمدانى ، س . ش : عبد الرّحمان بن سليع . [ ( 33 ) ] چ : عبد اللّه بن سمع السكرى . [ ( 34 ) ] چ : قيس بن مستهر الصدوانى ، نل : بشر بن مستهر .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 840 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى