( 1 )
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ
.
چون حسين بن على ( ع ) وارد مكّه شد ، اهالى مكّه به قدوم او استبشار تمام نمودند و به غايت خوشدل شدند و شب و روز به خدمت او مىآمدند . عبد اللّه زبير در مكّه بود و او را حضور آن حضرت موافق نيفتاد به حكم آنكه طمع مىداشت كه اهل كوفه با او بيعت كنند امّا هيچ ظاهر نمىكرد . هر روز به خدمت حسين بن على ( ع ) مىآمده در نماز اقتدا به آن حضرت مىكرد و در خدمت او مىنشست و سخن او مىشنيد و مىدانست كه با حضور آن حضرت هيچ كس رغبت بيعت او نكند . در جمله حسين بن على ( ع ) در مكّه ساكن شد كه روزى چند از ماه شعبان مانده بود و ماه رمضان و شوّال و ذى القعده مقام در مكّه كرد . عبد اللّه عبّاس و عبد اللّه عمر هر دو در مكّه بودند ، ايشان را عزيمت افتاد كه به جانب مدينه باز گردند . چون عزم ايشان مصمّم شد ، به خدمت حسين ( ع ) آمدند . عبد اللّه عمر به آن حضرت گفت :
يا أبا عبد اللّه ، تو را عداوت اهل كوفه كه با خاندان شما داشتهاند و دارند معلوم است .
مىبايد اينك احتياط كنى و خويشتن را از ايشان نگاه دارى و به قول ايشان مغرور نگردى . ديگر آنكه مردمان با يزيد بيعت كردهاند ، اهل مكّه به سبب زر و سيم ميل به يزيد كنند و تو را فرو گذارند يا بكشند و به سبب كشتن تو هلاك از اهل بيت تو برآيد .
بارى در خانهء خويشتن به عافيت بنشين و از گفتگوى در جهت خلافت و امامت دور باش بلكه از همهء بلاها رسته باش [ ى ] .
آن حضرت فرمود : هيهات هيهات يا ابن عمر ، آن قوم نگذارند كه من در خانهء خويش بنشينم . مرا تعرّض رسانند و اگر غايب شوم ، مرا طلب دارند و به اكراه بر بيعت يزيد دارند و اگر ابا نمايم ، بكشند . يا أبا عبد الرّحمان ، تو شنيدهاى كه بنى اسرائيل از آن ساعت كه صبح دميد تا وقت طلوع آفتاب هفتاد پيغمبر را بكشند و پس ساكن و فارغ در بازارها بنشستند و برقرار خريد و فروخت مىكردند و خداى تعالى ايشان را بر آن گناهان بزرگ در عقوبت [ 343 الف ] مهلت داد و در عذاب تعجيل ننمود . امّا ، عاقبة الأمر ايشان را بگرفت ؟ يا أبا عبد الرّحمان ، از خداى بترس و ترك يارى و معاونت من مگوى و يا مرا در امداد و دعوات و آخر صلات خويش به دعا ياد آر . اگر اين ساعت تو را عذرى هست و با من موافقت نتوانى كرد ، عذر تو قبول است . بارى در دعاى خير تقصير مكن و به آخر پنج نماز كه گزارى مرا به دعايى ياد آر و در بيعت آن جماعت تعجيل مكن و چندان