تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
( 1 ) ديگر روز حسين بن على ( ع ) از سراى خود بيرون آمد تا معلوم فرمايد كه چه خبر است . مروان در كويى به آن حضرت رسيد گفت : يا أبا عبد اللّه ، تو را نصيحتى مىكنم و در آن جز نيكويى غرضى ندارم . صلاح تو در آن است كه با يزيد بيعت كنى تا تو را رنجى نرسد و آتش اين فتنه فرونشيند و چون يزيد بشنود ، در حقّ تو احسان فرمايد . در جمله اگر مصلحت من قبول كنى در دين و دنيا تو را بهتر افتد . [ 338 الف ] حسين بن على ( ع ) فرمود :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ،
امروز اسلام ضعيف گشته و مسلمانان به بلايى مبتلا شده‌اند . اى مروان ، يزيد كيست كه تو مرا به بيعت او مىخوانى ؟ حال آنكه مىدانى يزيد مردى شرابخوار و فاسق است . اين سخن سخت ناانديشيده و قبيح گفتى . من تو را بدين نصيحت كه از هزار ملامت بيش است ، مذمّت نمىكنم ؛ چه از تو همين آيد . تو هنوز از مادر نزاده بودى كه حضرت رسول ( ص ) بر تو لعن كرد از تو چه حساب بر توان گرفت ؟ اى دشمن خداى ، نمىدانى كه ما اهل بيت رسول خداييم و هميشه حقّ بر زفان ما رفته است ؟ من از جدّ خويش محمّد رسول اللّه ( ص ) شنودم او گفت خلافت حرام است بر آل ابى سفيان و بر طلقا ، چون معاويه را بر منبر من ببينيد ، شكم او پاره كنيد . به خداى كه اهل مدينه او را بر منبر جدّ من بديدند و هيچ نگفتند و او را هيچ تعرّض نرساندند و اشارت جدّ من نگاه نداشتند . لهذا خداى تعالى ايشان را بر يزيد مبتلا گردانيد . مروان از سخن حسين بن على ( ع ) [ 14 ] در خشم شد و گفت : و اللّه من دست از تو رها نكنم تا آن وقت كه با يزيد بيعت كنى كه شما را اى آل ابو تراب سخن سخت گفتن پيشه است و شما بر دشمنى آل ابى سفيان منطوى و در آن دشمنى حقّ به دست شماست . حسين بن على ( ع ) فرمود : دور شو اى دشمن ، دور شو از نزد من اى پليد ، دور شو اى طريد بن طريد . [ 15 ] ما اهل بيت طهارتيم و خداى تعالى اين آيه در شأن ما فرستاده :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
. مروان سر در پيش افگند و هيچ سخن نگفت . پس ، حسين بن على ( ع ) فرمود :
هامش
[ ( 14 ) ] چ : امير المؤمنين حسين ( ع ) . [ ( 15 ) ] خ . ل . چ : « دور شو اى طريد بن طريد » حذف شده است .