( 1 ) عايشه گفت : من اين مصلحت نمىبينم و نمىگويم كه بدانچه كردهاى نقص راه دهى ، تو هر چه مىخواهى ، مىكن لكن اين چهار كس را به هيچ وجه مرنجان و ايشان را معاف دار . اگر با اين چهار كس مدارا فرمايى و بر وفق و تأنّى فرا سرايشان شوى ، چنان دانم كه ايشان خلاف تو نكنند و رضاى تو در اين مبايعت و متابعت نگاه دارند . [ 67 ] زينهار كه در حقّ يكى از اين چهار بدى نينديشى كه از آن بزهمند شوى و مردود ابد گردى و چيزى نفرمايى كه در ضمن آن مكروهى باشد كه مرا به مكافات آن بر بايد خاست و تو را ببايد رنجانيد و يا به دعاى بد ياد بايد كرد . خداى تعالى را به ياد دار و رسول خداى ( ص ) را حاضر شناس و خويشتن را فراموش مكن و از هجرت سوى گور و مفارقت از اين دنياى غدّار برانديش و كارى مكن كه عاقبت از آن پشيمان شوى و از خداى سبحانه و رسول او شرمنده مانى .
معاويه گفت : چنان كنم و بر حسب اشارهء تو روم . آنچه تو گويى و فرمايى ، خير و سعادت به ضمن آن مقرون باشد .
پس ، عايشه بازگشت . [ 326 الف ] معاويه ، حسين بن على ، عبد الرّحمان بن أبى بكر ، عبد اللّه بن عمر ، و عبد اللّه بن زبير را طلب كرد . گفتند به جانب مكّه رفتهاند . معاويه چون اين سخن بشنيد ، متفكّر گشت .
ساعتى خاموش بايستاد . پس ، كس فرستاد و عبد اللّه بن عبّاس را بخواند . چون حاضر شد ، معاويه او را نيك بپرسيد و حرمت داشت و مراعات كرد و گفت :
من از بنى هاشم در كل احوال حسابها داشتم ؛ چه ما همه پسران عبد منافيم و از پستان يك مادر شير خوردهايم ، در يك چمن نشو و نما يافته و به همهء اوقات با يك ديگر موافق بودهايم و طريق محبّت و مودّت سپرده [ ايم ] . خشونتى و مخاصمتى كه در ميان آمده به سبب آن ملك بود و اين كار پيش از اين در قبيلهء بنى تميم و عدىّ بود و شما بدان رضا داشتيد ، به هيچ وجه ايشان را تعرّضى نرسانيديد . چون امير المؤمنين عثمان را در ميان شما آشكارا بكشتند ، هيچ تغيير به حال شما راه نيافت و بر آن انكارى نكرديد . چون من اين كار را ضبط كردم و به فضل اللّه و عونه بعد از منازعت و مكاوحت بسيار اين ملك در قبض آوردم ، در حقّ شما هيچ تقصير نكردهام ، در رفعت شما افزودم و عطاى شما هر چه وافرتر بدادم . چندانكه مىنگرم از شما هيچ دوستى و موافقت نمىبينم بلكه هر روز نوعى ديگر از دشمنى و منازعت مشاهده مىكنم ، على الخصوص حسين بن على ( ع ) كه از او
هامش
[ ( 67 ) ] چ : لكن با اين چهار كس مدارا كن كه ايشان خلاف تو نكنند و رضاى تو نگاه دارند .