تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
( 1 )

ذكر فتحهاى خراسان بعد از سعيد بن عثمان

چون سعيد بن عثمان را بكشتند ، در خراسان اميرى مقتدر نبود . معاويه نامه‌اى نوشت به زياد بن أبيه كه كار خراسان ضايع و مهمّات آنجا مهمل است ، كسى را كه اهليّت امارت خراسان داشته باشد ، بدان جانب بفرستد . چون نامهء معاويه به زياد بن أبيه رسيد و بر مضمون آن وقوف يافت ، غلامى را از آن خويش گفت : برو و حكم بن بشر الثقفىّ را بخوان . چون غلام را سهو افتاد ، حكم بن عمرو الغفارىّ را بخواند . چون اين مرد نزد زياد آمد ، دانست كه غلام سهو كرده است ، بخنديد و گفت : من چيزى مىخواهم خداى تعالى غير آن مىخواهد ، حكم حكم بارى سبحانه باشد . اى حكم ، ساخته شو كه امارت خراسان به تو دادم و تو را بر محاربت با اهل عدوان و تحصيل اموال والى آن خطّه گردانيدم . ( 615 ) - و اين حكم مردى بود از عباد الصّالحين [ كه ] سعادت خدمت مصطفى ( ص ) يافته بود [ 46 ] - بر سخن زياد هيچ انكار نكرد . مثال بستد و از نزديك زياد بيرون آمده ، منادى كرد كه هر كس را رغبت غزاست ، ساخته شود و به جانب خراسان بايد شد . خلقى انبوه بر او جمع شدند . زياد همه را مواجب و ارزاق بفرمود و حكم بن عمرو با لشكرى آراسته به جانب خراسان روان شد . حكم از راه فارس روى به جانب مقصد نهاده يك يك شهرها را مال مىستد تا به مرو رسيد . چندى در مرو مقام كرد . چون لشكريان از رنج راه بياسودند ، روى به اطراف خراسان نهاده ، غنايم بسيار و مالى عظيم به دست او آمد . پس به شهر مرو مراجعت نموده ، نامه‌اى نوشت به زياد بن ابيه و او را [ 320 ب ] از حال فتوحاتى كه او را ميسّر شده بود و اموالى كه حاصل گشته بود ، اعلام داد . زياد بن ابيه نوشتهء او به معاويه فرستاد و استعلام كرد كه با اين اموال حاصل شده چه مىبايد كرد ؟ معاويه به زياد نوشت : امّا بعد ، جواب نامهء حكم بن عمرو را بنويس كه بيت المال را به شام فرستد و باقى را به موجب قاعده هر يك را به مصرف خود برساند . چون نامهء زياد به حكم رسيد ، برخاست و خطبه‌اى بگفت و انواع نعم بارى تعالى
هامش
[ ( 46 ) ] س : « و اين حكم . . . يافته بود » حذف شده است .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 786 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى