تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
( 1 ) بر اين فصل سخن به آخر رسانيدند و هر يك به منزل خويشتن بازگشتند . معاويه با لشكرى كه همراه آورده بود بر سمت شام مراجعت كرد و امير المؤمنين حسن ( ع ) و هر كس كه با او بودند به جانب مدينه بازگشتند . حسن در آن وقت ضعفى داشت .

قصّهء اهل بصره و خلاف ايشان با معاويه [ 28 ]

چون اهل بصره دريافتند كه امير المؤمنين حسن ( ع ) با معاويه بيعت نموده و خلافت به او وا گذاشته ، ايشان را عظيم ناخوش آمد . مردمان مشوّش خاطر شدند و گفتند : ما رضا ندهيم كه معاويه بر ما خليفه باشد . حمران بن أبان كه از معارف بصره بود مردمان را تسكين داده ، شهر را از جهت امير المؤمنين مضبوط داشت و مردمان را به بيعت آن حضرت خواند . طايفه‌اى او را مطاوعت نمودند و هواخواهى آن حضرت ظاهر كردند . چون اين خبر به سمع معاويه رسيد ، عمرو بن أرطاة را بخواند و لشكرى انبوه به دو داد و او را فرمود كه به بصره رود و آن فتنه را تدارك كند . چون عمرو به بصره رسيد ، جماعتى كه بر حمران جمع شده بودند متفرّق شدند . عمرو بن أرطاة در بصره آمد و در قصر امارت فرود آمد . آن روز عمرو سخنى نگفت . ديگر روز به مسجد آمده بر منبر شد و امير المؤمنين على ( ع ) را و فرزندان و اهل بيت رسالت را دشنامها داده ، سخنهاى قبيح گفت . پس ، گفت : اى اهل بصره ، سوگند بر شما مىدهم كه اگر دانيد كه راست مىگويم ، مرا تصديق كنيد و اگر دانيد كه دروغ مىگويم ، بگوييد كه دروغ مىگويى . شخصى از اهل مجلس برخاست و گفت : دروغ گفتى اى دشمن خداى ، على و اهل بيت رسالت از تو بهتر بودند . لعنت خداى بر تو و بر آن كس باد كه تو را فرستاد تا بر منبر مسلمانان بالا روى و به خاندان نبوّت دشنام دهى . عمرو غلامان خود را گفت : او را بگيريد و به جزايش رسانيد . [ 29 ] غلامان و خدمتكاران عمرو قصد گرفتن او كردند . مردى از بنى ضبّه خويش را بر وى انداخت و او را از چنگ غلامان عمرو بن أرطاة بيرون كرد . عمرو بن أرطاة شش ماه در بصره بود . بعد از آن معاويه او را معزول كرد و عبد اللّه بن عامر بن كريز ، را كه
هامش
[ ( 28 ) ] ت . ل . م : اين بخش را ندارد . [ ( 29 ) ] چ : « و به جزايش رسانيد » حذف شده است .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 772 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى