( 1 ) خاطر آيد كه مگر هنوز دل تو بدين كار ميلى دارد ، اگر صلاح دانى ، در اين معنى چند كلمهاى بگويى تا همگان بشنوند و احسان تو در حقّ من بدانند .
امير المؤمنين حسن ( ع ) فرمود : سهل است ، چنان كنم .
پس ، برخاست بر منبر رفت و خطبهاى گفت ، بعد از حمد و ثناى بارى تعالى و درود بر محمّد مصطفى ( ص ) فرمود :
اى مردمان ، بدانيد كه هيچ زيركى وراى تقوا نيست و هيچ حماقت وراى فسق و فجور نتواند بود . اگر شما امروز در مشرق و مغرب مردى را طلب كنيد كه جدّ او محمّد مصطفى ( ص ) ، پدر او على مرتضى ، و مادر او دختر رسول خدا ( ص ) باشد بيرون من و برادر من حسين ( ع ) هيچ كس را بدين صفت نيابيد . شما كه امروز هدايت يافتهايد و از ظلمت كفر و شرك بيرون آمدهايد ، به واسطهء جدّ ما اين سعادت يافتهايد . بارى سبحانه و تعالى شما را به وساطت جدّ ما از حضيض مذلّت خلاص داده و به درجهء عزّت رسانيده است . [ 312 ب ] بعد از آنكه خامل الذكر بوديد مشهور عالميان گردانيد و بعد از قلّت عدد شما را بسيار گردانيد . شما را بلكه عالميان را معلوم و محقّق است كه خلافت جدّ من [ حقّ ] پدر من و بعد از پدر من حقّ من بود لكن من از براى قطع فتنه و صلاح امّت اين مهمّ را به غير باز گذاشتم و ترك محاربه گفته ريختن خون اهل اسلام را روا نداشتم .
هر آيينه شما مرا ملامت مىكنيد كه اين امر را به غير اهل آن دادم و اين حقّ در غير موضعش نهادم . امّا ، قصد من صلاح امّت بود .
چون سخن بدينجا رسيد ، خاموش ايستاد . پس ، عمرو بن عاص بر پاى خاست و گفت :
اى اهل عراق ، ميان ما و شما جنگها و محاربتها افتاد چنان كه حاجت به شرح ندارد . كار بدان درجه رسيد كه حكمين نصب كرده شد و همگان به حكم ايشان كه بر وفق كتاب خدا و سنّت محمّد مصطفى ( ص ) كنند ، راضى شديم . حكم حكمين بر آن جمله به امضا رسيد كه شما بر ما افزونى مىجستيد و ظلم مىكرديد لكن امروز حقّ در مركز خويش قرار گرفت و جهانيان از محاربت و منازعت بياسودند . شما را عذر گذشته مىبايد خواست و نافرمانيها و عصيانها را به موافقت و مطاوعت و سمع و طاعت تدارك مىبايد كرد تا مصالح و مهمّات دين و دنياى شما نظام گيرد و پراكندگيها و تشويشها زايل شود .
و السّلام .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 768
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٧٦٨