تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 756

مساهمون:

ص٧٥٦
( 1 ) امير المؤمنين [ 1 ] بعد از تقرير اين كلمات از منبر فرود آمد و دو ماه تمام در كوفه مقام كرد و به معاويه چيزى ننوشت و كسى به او نفرستاد و ذكر رفتن به جانب شام بر زفان نراند تا از بصره نامهء عبد اللّه بن عبّاس برسيد بر اين منوال : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . اين نامه‌اى است مىنويسد عبد اللّه بن عبّاس به امير المؤمنين حسن بن على ( ع ) . اما بعد ، اى پسر رسول خدا ، بدان كه مسلمانان بعد از پدر تو با تو به خلافت و امامت بيعت كردند و به اطاعت تو راضى گشتند ليكن در آنچه نوشته و حقّ خويش از معاويه نمىكنى ، بر تو انكارها دارند . مىبايد كه در طلب حق خويش از معاويه جدّ و جهد نمايد و جنگ او را آماده شود ، جانب اصحاب و اتباع خويش مرعى دارد ، در استمالت دلها مبالغت نمايد ، ارباب كفايت و اصحاب شرف و اهل بيوتات نيكو دارد و اشغال و اعمالى كه لايق ايشان باشد ، بديشان تفويض كرده بدان سبب ايشان را دوستدار خويش گرداند و دلهاى ايشان را به دست آرد ؛ چه او را معلوم است كه پدر او امير المؤمنين على ( ع ) در غنايم طريق راستى فرمودى و طمعى كه ارباب كفايت و اصحاب شهامت و اهالى بيوتات را بودى ، برنياوردى و ايشان را در عطايا با ديگران برابر داشتى ، لا جرم از آن حضرت برگشته و موجب رفتن ايشان را نزد او و پيوستن به معاويه اين بود . تو آن طريق مسپر و عنان عطا بر همگان فراخ گير و در اصلاح ذات البين مبالغت نماى و به بذل مال و احسان دلهاى خواص و عوام به دست آر و يقين شناس كه جز به ملازمت كافيان خردمند و داهيان هنرمند و اصطناع اصحاب شهامت و حمايت ارباب دين و ديانت تو را اين كار ميسّر نگردد ، و با چون معاويه خصمى جز به تقديم اين شيوه اين مهمّ انتظام نپذيرد . مىبايد دانست كه تو را با طايفه‌اى محاربت خواهد افتاد كه ايشان در به دو ظهور اسلام بعد از كثرت منازعت ، محاربتها كردند و هر تير كه در جعبهء خلاف داشتند ، در روى سيّد المرسلين و صحابهء او كه مفاتيح جنّت بودند ، انداختند . بعدها كه سينه‌ها [ 307 ب ] از كينه‌هاى ديرينه بپرداختند و ايشان را حقيقت نبوّت و صدق رسالت او ( ص ) معلوم و محقّق گشت ، اسلام آوردند و به واسطهء گفتار كلمهء شهادت كه به سر زفان مىگفتند و نيّات
هامش
[ ( 1 ) ] ت . م : از اينجا تا آخر بخش را ندارد .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 756 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى