تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 755

مساهمون:

ص٧٥٥
( 1 )

فصل پنجم امام حسن ، معاويه ، صلح

ذكر رسيدن نامهء عبد اللّه عبّاس از بصره به أمير المؤمنين حسن ( ع )

چون امير المؤمنين على ( ع ) به جوار بارى تعالى انتقال كرد ، مردمان به امير المؤمنين حسن بن على ( ع ) به خلافت بيعت كردند و قرار دادند كه او خليفه باشد و بعد از او برادر او حسين ( ع ) . پس ، امير المؤمنين حسن ( ع ) مردمان را بخواند . چون حاضر شدند ، بر منبر شد و بارى سبحانه را حمد و ثنا بگفت و بر مصطفى ( ص ) درود فرستاد . پس گفت : اى مردمان ، دنيا سراى بلا و فتنه است و هر چه در او هست از انواع نعم روى به زوال و انتقال دارد . خداى تعالى ما را از كيفيّت احوال دنيا خبر داده و وعده و وعيد فرموده تا عبرت گيريم و از ظلم و فساد محترز باشيم . دل بر دنياى ناپايدار مبنديد و همّت بر خير باقى مقصور داريد . حال امير المؤمنين على ( ع ) بر شما پوشيده نيست و حسن معاشرت و كمال حلم او ديده و دانسته‌ايد [ 307 الف ] كه در مدّت حيات با بندگان خداى زندگانى نيكو كرد و چون اجل محتوم فرا رسيد ، مرضى الأثر و محمود السير شربت شهادت چشيد و اهل بيت خود را در ميان شما بگذاشت . من كه حسن بن علىّ بن ابىطالبم ، امروز با شما بيعت مىكنم و در سرّاء و ضرّاء طريق موافقت مىسپرم بر آن قرار كه شما هم با من بر اين منوال رويد ، با هر كس كه جنگ كنم ، جنگ كنيد و با هر كه صلح كنم ، صلح كنيد . از اطراف و اكناف مسجد آواز برآمد كه سمعنا و أطعنا يا أمير المؤمنين . آنچه بر زفان مبارك امير المؤمنين مىرود ، راضى و اوامر و نواهى او را كمر امتثال بسته‌ايم . به هر خدمت كه فرمايى ، شرط متابعت به جاى آريم و در تحصيل مطالب و مقاصد آن حضرت خويشتن دارى نكنيم إن شاء اللّه .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 755 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى