( 1 ) پس حسن ( ع ) و حسين ( ع ) را گفت :
برادر شما محمّد را از جهت شما وصيّت كردم و شما را به جهت او وصيّت مىكنم كه برادر شما و پسر پدر شماست . شما دانسته باشيد كه من او را دوست داشتهام . شما از جهت دوستى من او را دوست داريد . بر شما باد تقواى خداى تعالى . دست در عهد خداى تعالى زنيد و متفرق نشويد . در اصلاح ذات البين جدّ و جهد كنيد كه من از رسول خدا ( ص ) شنودهام كه سعى نمودن در اصلاح ذات البين از نماز و روزه فاضلتر باشد .
خويشان را عزيز داريد و رحم بپيونديد تا خداى تعالى حساب روز قيامت بر شما سهل و آسان كناد . يتيمان و بيوهزنان را عزيز داريد و جانب ايشان رعايت كنيد و چندانكه توانيد در مال دنيا با ايشان مواسات كنيد . بر تلاوت قرآن و كار كردن بدان مواظبت نماييد . چنان بايد كه هيچ كس در تقديم لوازم اوامر و نواهى قرآن بر شما سبقت نتواند گرفت . نماز به پاى داريد كه آن عماد دين است . زكات مال بدهيد كه گزاردن زكات آتش خشم خداى تعالى فرو نشاند . در داشتن روزهء ماه رمضان همّت كنيد كه سپرى است از آتش دوزخ . به شرايط حجّ و لوازم مناسك آن قيام كنيد كه ما را بدان فرمودهاند . بر برّ و تقوا معونت كنيد و بر گناه و ظلم مدد نماييد . اى اهل بيت من ، خداى شما را نگاه دارد و بركات محمّد رسول اللّه ( ص ) در ميان شما بماناد - أستغفر اللّه العظيم .
[ على ( ع ) ] تا بيست و يكم بزيست . ( 599 ) چون وفات نزديك رسيد ، امّ كلثوم نزديك او بود برخاست كه از خانه بيرون آيد امير المؤمنين او را گفت : در خانه فراز كن .
امّ كلثوم بر وفق اشارت پدر در خانه فراز كشيد . حسن بن على ( ع ) مىگويد : من بر در خانه نشسته بودم ، آوازى شنيدم كه كسى ديگرى را مىگفت :
أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتِي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ .
آن كس جواب داد : بل من ياتى امنا يوم القيامة . پس آوازى ديگر شنودم كه كسى گفت : [ 306 ب ] پيغمبر ( ص ) را وفات رسيد و اكنون علىّ بن ابى طالب ( ع ) را كشتند . امروز ركن اسلام خراب شد . چون اين سخن شنيدم ، صبر نتوانستم كرد در خانه بازگشادم و در رفتم . امير المؤمنين را فرمان حقّ رسيده بود و از دنيا مفارقت كرده - رحمة اللّه عليه . كفن او ساخته كرديم و پارهاى از آن حنوط كه از مصطفى ( ص ) بود نگاه داشته بوديم و مىدانستيم كه كجاست بياورديم و من و حسين ( ع ) او را بشستيم و محمّد بن حنفيّه آب بر دست ما مىريخت . پس ، او را كفن پوشيديم و حنوط كرديم ، بر جنازه نهاديم و در ميان شب برگرفتيم و به موضعى كه آن را غرى ( 600 ) گويند دفن كرديم .
- و جماعتى گفتهاند كه او را در راه منزل او كه به مسجد جامع مىروند دفن