( 1 ) چون هر دو لشكر در برابر يك ديگر صف آراى گشتند ، امير المؤمنين على ( ع ) فرمود كه رايتى در موضع معين نصب كردند و دو هزار كس را به محافظت آن علم مأمور گردانيده ، فرمان داد تا ندا كردند كه هر كس از مخالفان به سوى آن علم شتابد ، امان يابد و هر كس به جانب كوفه رود نيز ايمن ماند . در آن اثنا فروة بن نوفل أشجعى كه از رؤساى خوارج بود [ 302 ب ] به اتباع خويش گفت :
من نمىدانم كه بىجهت با على ( ع ) كه ولى خدا و وصىّ و برادر و پسر عمّ مصطفى ( ص ) [ 53 ] است چرا قتال بايد كرد ؟
پس ، با پانصد كس از ياران [ 54 ] جدا گشته به طرف دسكره ( 590 ) رفت و طايفهء ديگر از آن قوم به كوفه شتافته ، فوجى در ظلّ رايت مذكور قرار گرفتند و با عبد اللّه بن وهب راسبىّ قريب چهار هزار كس باقى ماند .
پس ، آن ملاعين زفان به كلمهء لا حكم إلّا للّه و لو كره المشركون گشاده يكباره بر سپاه نصرت شعار حمله كردند . آتش قتال از هر دو طرف بالا گرفته ، در اثناى كرّ و فرّ عبد اللّه بن وهب از غايت شقاوت شاه ولايت را به مبارزت خواند . امير المؤمنين به ضرب ذو الفقار او را به دار البوار ( 591 ) فرستاد . سپاه ظفر پناه بر ساير خوارج تاختند و مهمّ ايشان را بر حسب دلخواه ساختند چنانچه از آن طبقه زياده از نه نفر جان بدر نبردند و از لشكر امير المؤمنين بيش از نه كس شهيد نشدند .
از ثقات روات استماع افتاد كه امير المؤمنين پيش از خروج خوارج فرموده بود كه قومى از دين بيرون روند چنانچه تير از كمان بيرون رود ، اگر چه قرآن خوانند قرآن از حلق ايشان نگذرد و دل ايشان را ثبات بر احكام قرآن نباشد . به حقّ آن خدايى كه دانه را بشكافت و آدمى را از خزانهء كرم خويش لباس وجود پوشانيد كه رسول ( ص ) مرا خبر داده و فرموده كه تو با ايشان محاربه خواهى كرد و ايشان از وادى غوايت [ 55 ] به منهج هدايت باز نيايند مانند تير رفته كه باز نگردد و علامت اين جماعت آنكه در ميان ايشان مردى باشد كه به جاى يك دست در منكب او گوشت پاره [ اى ] بود به سان پستان زنان كه بر سر آن مويها باشد چون سبلت گربه . و در اين معركه عدد شهداى سپاه ما از درجهء آحاد به مرتبهء عشرات نرسد و از مخالفان زياده از نه نفر جان بيرون نبرند . ( 592 )
چون امير المؤمنين حديث ذو الثّديه ( 593 ) را بيان فرمود ، فرمود كه ذو الثّديه را در
هامش
[ ( 53 ) ] چ : « و وصى و برادر . . . مصطفى ( ص ) » حذف شده است .
[ ( 54 ) ] چ : مارقين .
[ ( 55 ) ] چ : باديه غوايت .