تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 743

مساهمون:

ص٧٤٣
( 1 ) عبد اللّه گفت : اى عتاب ، مرا خبر ده كه سراى اسلام از آن كيست و كدام كس آن را بنا كرده است ؟ عتاب گفت : سراى اسلام از آن خداى تعالى است - جلّ جلاله - و بناى آن به اهتمام انبياى بزرگوار خويش گردانيده است و جماعتى از انبيا بدان سراى فرستاده كه عالميان را بگويند كه نپرستيد مگر او را - جلّ ذكره . قومى اشارت انبيا گوش داشتند و ايمان آوردند و به عبادت او تعالى مشغول گشتند و قومى سخن انبيا را گوش نداده ، ايمان نياوردند و كافر شدند . عبد اللّه گفت : آخر پيغمبرى كه بدان سراى فرستاد محمّد ( ص ) بود و امير المؤمنين على ( ع ) خليفه و وصىّ اوست . از او برنگرديد و راه حقّ را از دست ندهيد و خود را در شبهه نيندازيد . الغرض هر چند عبد اللّه نصيحتها كرد و پندهاى نيكو داد ، اصلا گوش بر آن ننهادند و در ضلالت و غوايت مصرّ بودند بلكه عبد اللّه عبّاس و امير المؤمنين على ( ع ) را سقطها گفتند و دشنامها دادند . عبد اللّه بى نيل مراد مراجعت نمود و امير المؤمنين به نفس نفيس بدان جانب شتافت و از آن جانب عبد اللّه بن الكواء با ده كس از خواص خود در برابر آن حضرت آمد . بعد از آنكه نصايح سودمند و سخنان دلپسند ( 581 ) شنود و دانست كه امير المؤمنين پس از انقضاى مدّت موعود به محاربهء قاسطين توجّه خواهد فرمود ، با آن ده كس از مذهب خوارج رجوع نموده به موكب همايون پيوستند . ( 582 ) بعد از آن ، خوارج عبد اللّه بن وهب الراسبى ( 583 ) را بر خويش امير ساختند ( 584 ) و از آنجا به نهروان ( 585 ) شتافتند و نامه‌اى به خوارج بصره نوشته ، عبد اللّه بن سعد عبسى را بدان جانب فرستادند تا ايشان را به صوب نهروان روان گردانند . بعد از وصول عبد اللّه به بصره جمعى كثير از آن ولايت در حركت آمده ، به عبد اللّه بن وهب ملحق گشتند . چون خبر اجتماع آن طايفه به سمع امير المؤمنين رسيد ، نامه‌اى در قلم آورده نزد ايشان روان گردانيد و مضمون آن مكتوب اين است : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من عبد اللّه على أمير المؤمنين إلى عبد اللّه بن وهب الراسبىّ و يزيد بن الحصين و من تبعهما . سلام عليكم فإنّ الرجلين الّذين ارتضيناهما للحكومة خالفا كتاب اللّه و اتبعا هواهما به غير هدى من اللّه فلمّا لم يعملا بالسنّة و لم يحكما بالقرآن تبرّأنا من حكمهما [ 50 ] و نحن على أمرنا الأوّل
هامش
[ ( 50 ) ] ب . ل : حكمهم .