تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 744

مساهمون:

ص٧٤٤
( 1 ) فاقبلوا رحمكم اللّه إلينا فإنّا سائرون إلى عدوّنا و عدوّكم لنعود لمحاربتهم حتّى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحاكمين . ( 586 ) چون اين مكتوب هدايت اسلوب به خوارج رسيد ، [ 302 الف ] در جواب نوشتند : امّا بعد ، تو در آن وقت كه به تحكيم رضا دادى ، كافر شدى . اگر تائب گشتى در آنچه مسئول تو است ، مأمول داريم و اگر بر جريمه خويش اصرار نمايى ، تو را به سلوك طريق مستقيم دعوت نماييم و هيچ شكّ نيست كه ايزد تعالى اهل خيانت را دوست نمىدارد . چون اين جواب دور از صواب به عرض شاه ولايت مآب رسيد ، از اطاعت آن جماعت مأيوس گشته مهمّ ايشان را سهل پنداشته ، نخيله را لشكرگاه ساخت و قبل از عزم رزم شاميان ، لواى ظفر برافراخته به اجتماع عساكر نصرت مآثر فرمان داد . زياده بر شصت هزار مرد مقاتل مجتمع گشت . قبل از توجّه به صوب دمشق خبر متواتر شد كه خوارج در سواد عراق دست به فتنه و فساد برآورده‌اند و هر كه را با ايشان در مذهب موافق نيست ، كافر مىخوانند و عبد اللّه بن خبّاب الأرت منكوحهء او را به جرم آنكه گفته است كه نصب حكمين مخالف شريعت سيّد المرسلين نبوده به قتل رسانيده‌اند و امّ سنان صيداوى [ 51 ] را نيز به همين بهانه به عالم آخرت فرستادند و الحال به غارت و خون ريختن مشغولند . ( 587 ) امير المؤمنين بنا به استصواب اصحاب كبار دفع خوارج را لازم دانسته ، با عساكر نصرت شعار به صوب نهروان روان شد . بعد از آنكه نزديك به معسكر مارقين رسيد به تعبيهء لشكر ظفر قرين پرداخته ، ميمنه را به يمن مقدم حجر بن عدىّ الكندىّ زيب و زينت داد و در ميسره شبث بن ( 588 ) ربعىّ را بازداشت و بر جميع سواران أبو أيّوب أنصارى را سرور گردانيد و فرمود كه تمام پيادگان در فرمان أبو قتاده أنصارى [ 52 ] باشد . خوارج نيز به تسويه صفوف قيام نموده ، در ميمنه يزيد بن حصين رايت جنگ و حرب برافراخت و ميسره را شريح بن أبى أوفى العبسىّ به وجود شوم خود ملوّث ساخت و حرقوص بن زهير ( 589 ) رياست سواران قبول كرد و به روايتى عبد اللّه بن الكوّاء مراسم سردارى پيادگان به جاى آورد .
هامش
[ ( 51 ) ] ت . چ : امّ سنان صيداويه . [ ( 52 ) ] س . م : ابو قتاده انصارى .