( 1 ) امانت سپرند و هيچ دقيقه از دقايق نصيحت فرونگذارند و آنچه شما را معلوم گردد در مصالح مسلمانان از امام و مقتداى خويش پوشيده نداريد و باز نماييد . آنچه نوشته بودى از تو و نوشتهء تو به پسر عمّ خويش عبد اللّه عبّاس نوشتم و از تو هيچ ذكر نكردم . اكنون منتظر خواهم بود تا او چه جواب نويسد . بايد تو هم بر قرار تفحّص كنى و آنچه تو را معلوم شود ، مرا بازنمايى و ثمرهء آن عاجلا و آجلا بيابى و السّلام .
بعد از آن نامهاى نوشت به عبد اللّه بدين مضمون :
امّا بعد ، عبد اللّه بداند كه از او هر نوع سخن مختلف به ما رسانيدهاند و خداى تعالى به حقيقت آن عالمتر است . اگر آنچه آنها گفتهاند ، راست است از تو غريب است و ناپسنديده و اگر دروغ است ، و بال آن بر گردن آنها كنند . چون بر مضمون مكتوب واقف شود مىبايد كه مرا از حال مال بصره كه از كدام و از كجا گرفته و چه مبلغ شده و در كدام و چه صرف شده است ، اعلام دهد و به تفصيل باز نمايد تا وقوف افتد - إن شاء اللّه تعالى .
چون عبد اللّه عبّاس بر مضمون نامهء امير المؤمنين وقوف يافت ، جواب آن بنوشت بر اين منوال :
امّا بعد ، خطاب امير المؤمنين على ( ع ) رسيد و شرط تعظيم تقديم افتاد . آنچه فرموده بوديد كه از من سخنانى گفتهاند ، مرا معلوم است كه كدام كس از من اين سخنها انهاء كرده است . آنچه گفته و نوشته ، دروغ و بهتان و از راه دشمنى و عداوت است . توقّع از حضرت امير المؤمنين است كه سخن اصحاب غرض را در حقّ من نشنوند و به غمز و سعايت مردمان غمّاز و بدسيرت بر بندگان مشفق نكته نگيرند .
امّا حديث مال بصره كه امير المؤمنين فرموده ، چندان محلّ ندارد . به خدا كه اگر جملهء زر و سيم كه در روى زمين است به دست من باشد و در آن تصرّف نامشروع كنم و [ حال آنكه ] در عرصه قيامت از عهده حساب آن بيرون بايد آيد ، نه دوستتر از آن دارم كه بر بزرگوارى خيانت كنم . تا اين غايت چنانچه توانستم بدين عمل كه مرا فرموده بودى قيام نمودم اكنون نمىتوانم كه شرايط اين عمل به جاى [ 298 الف ] آرم . چون امير المؤمنين بر مضمون نامه
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 734
مساهمون: أحمد بن أعثم الكوفي
ص٧٣٤