تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
( 1 ) به هر موضع كه مىرسيد به جهت امير المؤمنين بيعت مىستاند . هيچ آفريده را نكشت مگر جمعى از جهودان كه اسلام آورده بودند و بعد از آن مرتد گشته به امّت جهود مراجعت نموده ، [ بودند ] لهذا ايشان را بكشت . چون از مهمّات بلاد يمن فارغ گشت به جانب مكّه رفت و سه روز در مكّه مقام كرد و تجديد بيعت نمود . همگان سخنان او را اطاعت نموده و امامت و خلافت امير المؤمنين على ( ع ) را طوعا و كرها قبول داشتند . [ 39 ] چون از امور مكّه فراغت يافت ، روى به جانب مدينه آورد . چون نزديك رسيد ، مردمان مدينه او را استقبال نموده او را ثناها بگفتند . حارثه گفت : اى اهل مدينه [ 40 ] ، مىدانم كه در ميان شما جماعتى هستند كه شما را شماتت مىكنند بدانچه بسر بن أرطاة كرده است و بدان خوشدل شده‌اند . به خدايى خدا اگر حقيقت دانستمى كه كيست ، ابتدا به تعريك و مالش ايشان مىكردمى ، امّا چون به تحقيق نمىدانم ، خوض نتوانم كرد . بعد از اين اگر معلوم شود ، آنچه جزا و سزاى ايشان باشد رسانيده آيد . پس ، از اهل مدينه بيعت بستد و به جانب كوفه مراجعت نموده به خدمت امير المؤمنين بازگشت . چون سعادت خدمت امير المؤمنين دريافت ، هر چه كرده بود در ولايت مكّه و مدينه و يمن جمله باز گفت . آن حضرت پسنده داشت و او را تحسين كرد و دعا و ثنا فرمود .

قصّهء عبد اللّه عبّاس و أبو الأسود

چون موسم حجّ نزديك رسيد ، امير المؤمنين على ( رضى ) كس نزد عبد اللّه بن عبّاس فرستاد به بصره و [ 296 ب ] فرمود كه به مكّه رود و حجّاج بيت اللّه [ را ] كه موسم حجّ [ آنجا ] مىرسند ، امامت كند و شرايط حجّ به اقامت رساند - عبد اللّه بن عبّاس آن وقت نايب امير المؤمنين بود در بصره [ 41 ] - چون بر مضمون خطاب امير المؤمنين وقوف يافت ،
هامش
[ ( 39 ) ] چ : « و امامت و . . . داشتند » [ ( 40 ) ] ل . چ : يثرب . [ ( 41 ) ] ب . ل : « عبد اللّه بن . . . در بصره » حذف شده است .