( 1 ) مىگويم و مصلحتى كه من مىبينم ، [ شما ] گرد تفرّق و خلاف مىگرديد و گوش به اشارت و قول من نمىداريد . آن طايفه در هر چه معاويه بر ايشان اعتماد كند ، امانت نگاه مىدارند و شما خيانت مىكنيد . فلان كس را عملى فرمودم و به فلان ولايت فرستادم تا مال حاصل كند و به نزد من آرد ، برفت و مال تحصيل نمود و به نزد معاويه رفت و مال مسلمانان به دو داد . ديگرى را همچنين فرستادم تا مال فلان ناحيت حاصل كند ، برفت و مال بستد و پيش معاويه برد . مرا بر شما هيچ اعتماد نمانده و كار بدان درجه رسيده است كه اگر به قدحى آب بر شما اعتماد كنم ، يقين دانم كه آن قدح ببريد و باك نداريد .
ندانم مرا با شما چگونه زندگانى مىبايد كرد . اين وقت كه دشمنى سر برآورده و دست به غارت و تاراج مال مسلمانان برگشاده و بر كشتن ضعفا و مظلومان كوتاهى نمىكنند - چنانچه با خبريد - هر قدر مىفرمايم كه ساخته شويد و دفع دشمن كنيد ، هيچ كس اجابت نمىكند ، صموت كالحوت ايستادهايد و قفل خاموشى بر دهان نهاده ؛
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ
، . . .
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ .
هر چند امير المؤمنين اين نوع كلمات مىگفت و ايشان را بر دفع خصم ظالم ترغيب مىداد ، كس لب نمىگشاد [ 295 الف ] و جواب نمىداد . آن حضرت دلتنگوار از سر ضجرت اين دعا بگفت :
ألّلهمّ إنّى قد كرهتهم و كرهونى و سئمتهم و سئمونى و مللتهم و ملّونى ، ألّلهمّ فأرحنى منهم و ارحهم [ 32 ] منّى ، ألّلهمّ أبدلنى بهم خيرا منهم و أبدلهم منّى شرّا ، ألّلهمّ مث قلوبهم كما يماث [ 33 ] الملح فى الماء . [ 34 ]
يعنى ، بار خدايا ؛ ايشان مرا كراهت مىدارند و من ايشان را كارهم ، بار خدايا ، ايشان از من ملول شدهاند و من هم از ايشان سير آمدهام . بار خدايا ، مرا به بدل ايشان بهتر از ايشان اصحابى و اتباعى ده و ايشان را به بدل من بدتر از من پيشوايى روزى كن .
بار خدايا ، دلهاى ايشان را نرم گردان چنان كه نمك در آب نرم شود .
چون امير المؤمنين از اين دعا فارغ شد ، حارثة بن قدامة سعدى بر پاى خاست و گفت :
يا امير المؤمنين ، فرمان تو را ايستادهام و اشارت تو را كمر انقياد بسته . هر خدمت كه مىفرمايى ، بدان قيام مىنمايم و در اتمام آن لوازم طاعت و شرط عبوديّت به قدر وسع و
هامش
[ ( 32 ) ] چ : اوحهم .
[ ( 33 ) ] خ . م . چ : ميت .
[ ( 34 ) ] س . ب . ل : متن عربى دعا را ندارد .