( 1 ) روم [ و ] در ميان كوهها باشم . اگر مرا مددى فرستند كه به استظهار ايشان دفع اين جماعت شاميان توانم كرد ، برون آيم و دفع ايشان كنم و اگر فرمايند كه چه كار بايد كرد بر آن جمله كه اشارت او باشد به امضا برسانم - إن شاء اللّه العزيز و السّلام .
أبو سعيد خدرى گفت : اى امير ، حرم را حرمتى عظيم است و اين جماعت شاميان چون رسند در جنگ تعجيل مكن . ساكن باش و از شهر بيرون مرو . چون اين جماعت برسند ، اگر خود را از ايشان قويتر دانى ، بيرون رو و دفع ايشان كن و الّا شهر بگذار و چنان كه مىگويى در ميان كوهها كه نزديك است مىباش و احتياط مىكن هر وقت كه خواهى ، بيرون توان رفت اين وقت توقّف أولىتر .
قثم گفت : نيكو مىگويى . و بر حسب استصواب او رفت و در مكّه مقام كرد و امير المؤمنين را از حال يزيد بن شجره و آمدن او با فوج لشكر به حوالى مكّه خبر داد .
چون اين خبر به امير المؤمنين رسيد ، بر منبر شده خطبهاى بگفت و خداى تعالى را حمد و ثناى گفته ، انواع مواهب او جلّ ذكره ياد كرد و بر مصطفى ( ص ) درود فرستاد .
پس ، گفت :
اى مردمان ، به من چنان رسانيدند كه معاويه لشكرى از ظلمهء شام كه ايشان را نه گوشى شنوا و نه چشمى بيناست ، به مكّه فرستاده و گفته مردان را به اطاعت و بيعت او خوانند و به نيابت او مراسم حجّ اقامت كنند ، نايب مرا از تقديم لوازم حجّ باز دارند و او را از شهر بيرون كنند . لشكر شام جماعتى ظالمان و مفسدانند ، حقّ را به باطل مىپوشند و مخلوق را در نافرمانى خالق مىدارند ، اولياى شيطان رحيمند و متابعان احزاب بدعت و ضلالت و مخالفان ارباب دين و ديانت . ما را به همه حال دفع ايشان مىبايد كرد ، ساخته شويد و در دفع آن طايفه تعجيل و مسارعت نماييد و خويشتن را در اين مجاهدت نام نيكو ، ذكر باقى ، ثناى عاجل ، و ثواب آجل حاصل كنيد . معقل بن قيس را كه مردى متّقى و امين است و با وفور حزم و اصابت رأى به شجاعت و صرامت آراسته است [ 287 الف ] و به زينت عفاف و صيانت متحلّى ، نامزد اين كار كردهام و سردار جماعتى كه در اين امر موافقت خواهند كرد ، داده . مىبايد كه تعجيل كنيد و به اتّفاق او روان شويد و يقين دانيد كه در اين حركت شما را انواع سعادت حاصل خواهد شد و در ضمن اين جهاد اسباب فوز و نجات ميسّر خواهد گشت و آن طايفه كه متابعان شيطانند مطرود و مغلوب و منهزم و مخذول خواهند گشت ؛
إِنَّ اللَّهَ [ 5 ] لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ .
و السّلام .
هامش
[ ( 5 ) ] چ : لمن .