( 1 ) بر عبد اللّه بن قيس و عمرو عاص گرفتند تا حكم كنند بدانچه خداى تعالى در قرآن ياد كرده و فرموده است و اگر در كتاب خداى تعالى آن حكم نيابند ، بر وفق سنّت مصطفى ( ص ) كه اجماع بر آن باشد حكم كنند .
عبد اللّه بن قيس و عمرو بن عاص هر دو از هر دو لشكر به جان و مال ايمن باشند و امّت محمّد رسول اللّه ( ص ) بر آن قرار كه دهند ياران ايشان باشند و هر دو لشكر بدانچه ايشان حكم كنند ، اعتراض نكنند . جمله هر دو لشكر بدانچه در اين صحيفه نوشته است ، راضى شدند و قرار آن است كه اهل عراق به جانب عراق باز گردند و اهل شام به جانب شام . مجمع حكم به دومة الجندل ( 550 ) باشد و مهلت در اين حكم ميان على ( ع ) و معاويه يك سال تمام بود . اگر يكى از حكمين پيش از خاتمت مدّت وفات يابد ، امير لشكر ديگرى را به منصب او اختيار كند . و السّلام .
پس ، عبد اللّه بن ابى رافع ، دبير امير المؤمنين على ( ع ) از اين قرار نامه اهل شام را نسخهاى نوشت و عمر بن عبّاد الكلبى [ 13 ] ، دبير معاويه ، اهل عراق را نسخهاى بنوشت .
اهل عراق بر نسخهء اهل شام گواهى ثبت كردند و اهل شام بر نسخهء اهل عراق گواهى نوشتند . از اصحاب امير المؤمنين على ( رضى ) عبد اللّه عبّاس ، اشعث بن قيس ، اشتر نخعىّ ، سعيد بن قيس الهمدانىّ ، حصين و طفيل پسرهاى حارث بن مطّلب ، سهل بن حنيف ، ابو اليسر بن عمرو الأنصارىّ ( 551 ) ، رفاعة بن رافع بن مالك الأنصارىّ ، عوف بن حارث ، بريدة السلمى ، عقبة بن عامر الجهنّى ، رافع بن حديج الأنصارىّ ، عمرو بن الحمق الخزاعىّ ، و حسنين ( ع ) فرزندان امير المؤمنين گواهان اهل عراق بودند . از متابعين معويه حبيب بن مسلمة الفهرىّ ، أبو الأعور بن سفيان السّلمىّ ، بسر بن أرطاة ، معاوية بن حديج الكندىّ ، مخارق بن حارث الحميرى ، رعبل بن عمرو السّكسكيّ ، عبد الرّحمان بن خالد المخزومىّ ، حمزة بن مالك الهمدانىّ ، سبيع بن يزيد همدانىّ ، عبد اللّه بن عمرو عاص ، علقمة بن يزيد الكلبىّ ، مروان بن حكم ، عتبة بن أبى سفيان ، عبد الرّحمن بن ذو الكلاع حميرى ، ثمامة بن حوشب ، و علقمة بن حكيم بر آن پيمان نامه گواه شدند . [ 14 ]
چون هر دو نسخه نوشته شد و گواهان خطوط بر آنها نهادند ، مردى از اصحاب
هامش
[ ( 13 ) ] خ . ب . ت . م : عمرو بن عباد .
[ ( 14 ) ] س . ب . ل . م . چ : اسامى گواهان را ندارد .